جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1997
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
قله كوهها و ژرفاى درياها * مگر كوههاى سرسخت ، در زمانهاى دور ، كف درياها نبودند ؟ ! مگر سنگهاى سخت ، از رسوبات رودخانهها بهوجود نيامدند و سيلابها و بادها ، خاك و معدن و سنگريزهها و صخرههاى متلاشى شده را از اينجا به آنجا و از اين سو به آن سو نبردند ؟ ! * مسائل معنوى همچون امور مادى ، به اقيانوسى شباهت دارند كه سواحل آن از يكديگر دور و به شكلهاى گوناگون هستند اما آبهاى آن به يكديگر پيوسته و درهم مؤثرند . برخى از فلسفهها خواستهاند ميان پديدههاى هستى فاصلههايى ايجاد كنند و سدهايى پهناور و بلند ميان موجودات هستى پديد آورند ، بهطورىكه ميان قطعه ابرى و آب رودى ، يا ميان درخت كوهستانى و موج دريايى ، يا ميان ستارهاى شناور در فضاى بىنهايت و سنگ عظيمى كه از همه سو در محاصرهء طبقات زمين قرار گرفته است ، يا ميان رفتار انسان و طبيعت و تحولات آن و جنبههاى مادى خالص و جنبههاى معنوى زندگى بشر هيچگونه پيوندى وجود