جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2109
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
در اينجا بد نيست كه يك نظريه اروپايى را كه قبلًا نيز ذكر كردهايم و يكى از دوستان لبنانى براى من نقل كرده است ، بياوريم . دوست لبنانى من مىگفت : « در يكى از كشورهاى اروپايى كه مبارزاتى در راه تحقق عدالت اجتماعى در آن در جريان بود ، به سر مىبردم . به وزير فرهنگ آن كشور گفتم : بيش از هزار سال است كه ما عربها در راه شناختن حقيقت طبقات اجتماعى كه شما امروز به آن روى آوردهايد ، كوشش كردهايم . وزير اروپايى گفت : چطور ؟ گفتم : پانزده قرن پيش ، علىبنابىطالب ( ع ) فرمود : نعمتى فراوان انباشته در يكجا نديدم ، جز اينكه در كنار آن حقى تضييع شده يافتم . اروپايى گفت : ولى باز هم ما از شما پيشرفتهتريم . گفتم : چرا و چگونه ؟ پاسخ داد : زيرا فردى از ميان شما ، پانزده قرن پيش ، اين حقيقت بزرگ را بيان كرده است و شما آن را در نيافتيد و هنوز گرفتار ستمهاى اجتماعى هستيد و ما پيش از شما زندگى خود را با اين حقيقت تطبيق دادهايم ، بنابراين شما در اين موضوع پانزده قرن از ما عقب هستيد ؟ » براى اينكه عدالت اجتماعى در هر جامعهاى ثابت و استوار بماند ، مىبينيم على ( ع ) اين عدالت را به اصول روشنى كه براى مردم قابل درك و در دسترس باشد ، پيوند مىدهد ، آنگاه به اصولى باز مىگرداند كه شامل تمام مظاهر زنده و بيجان طبيعت مىشود ، و به موازات عدالت عمومى كه در جهان هستى حكمفرماست ، توجه مردم را به عدالت اجتماعى جلب مىكند . مردم از لحاظ اينكه در اين جهان زندگى مىكنند ، لازم است كه خود را با عدالت عمومى جهان خلقت هماهنگ سازند ، مگر اينكه بخواهند از اين ناموس عمومى