جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2096

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

اين تغيير ، ظاهرى است نه واقعى . شاهان و زمامداران شرق ، برتر از قانون هستند . حكومتهاى شرقى عاطفه و شهامت و جرأت را در ميان مردم از بين برده‌اند ، و صفات زشت و ويرانگر را كه موجب خاموشى نور عقل و علم است رونق داده‌اند . همه اينها از خصوصيّات استبداد است . » و دربارهء حكومت و مردم مىگويد : « كسانى كه از حكومتها انتظار اصلاح دارند ، بدون شك تاريخ ترقى و پيشرفت ملتها را نمىدانند . اينك تاريخ ، در مقابل ماست و به ما مىگويد كه حكومتها در هر دوره و هر كشورى ، آخرين نهادهايى هستند كه در صورتى كه موانعى بر سر راهشان نباشد ، به ايجاد اصلاحات مىپردازند . آيا ملتهاى اروپايى از بركت وجود حكومتها اين همه ترقّى كرده‌اند ؟ هرگز . آنها از راه كوشش و اتحاد كلمه و بلند كردن سرها و راست كردن كمرها و برپا ايستادن و راه رفتن و به دست گرفتن كنترل حكومتها و به پيش‌راندن آنها ، به اين مرحله از ترقى رسيده‌اند . » مصطفى كامل - كه گويى از نهج‌البلاغه فرزند ابوطالب ، الهام گرفته است - مىگويد : برخى از ملتها زمام امور را به دست حكومت خود سپرده و تسليم اراده او شده‌اند . برخى ديگر براى حكومت از لحاظ تسلط و نفوذ ، حد و مرزى تعيين كرده‌اند و شديداً مراقب آن هستند ؛ هرگاه درست رفتار كند از او حمايت مىكنند و هرگاه بد رفتار كند ، او را محاكمه مىكنند . ملتهاى شرقى ، در عهد عثمانى از نوع اول بوده‌اند از اين جهت است كه شرق گرفتار عقب افتادگى و انحطاط شد و غرب ، پيشرفت و ترقى كرد ، زيرا در حقيقت صاحب مملكت ، رئيس