جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2095
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
كند ، مىگفت : من شر هستم ، پدرم ظلم ، مادرم زشتى ، برادرم خيانت و خواهرم بىنوايى ، عمويم زيان و داييم خوارى ، پسرم فقر و دخترم بطالت ، وطنم ويرانى و قبيلهام نادانى است . راه و رسم على ( ع ) با اين استبداد مخالف است ، زيرا اين استبداد هر جا به قدرت رسيد ، براى مردم مرگآفرين شد . وطن ، متعلق به مردم است . سياست و حكومت و قوانين و آييننامهها نيز بايد در خدمت سعادت مردم باشند . على ( ع ) براى اين كه زمامدار از عدالت فاصله نگيرد ، مردم را مراقب زمامداران و منشأ حكومت و امر و نهى قرار داد . حكومتهاى شرقى تا آن حد كه به روش علىبنابىطالب ( ع ) نزديك بودند ، با عدالت ارتباط داشتند ، و تا آن حدّ كه از روش او دور شدند ، به رسم سفيانى گرويدند و ستمگرى كردند . مردم ، در روش على ( ع ) ، منشأ و هدف حكومت هستند و حكومت از ارادهء ايشان سرچشمه مىگيرد . پايهء اساسى ترقّى ملت ، همين روش است . در روش معاويه ، زمامدار ، محور حكومت و هدف اصلى و شايسته تمام مواهب هستى است . اين روش ، عامل اساسى عقب ماندگى مردم است . « شبلى شميل » فيلسوف عرب ، ضمن اشاره به انحراف از عدل علوى كه - مطابق با شريعت و قانون بود و اشاره به استبداد سفيانى كه تنها مصلحت زمامدار را مىخواست ، چنين مىگويد : « اين حكومتهاى شرقى هستند كه تا اين اندازه ، به فساد اخلاقى دامن زدهاند . فرق ميان حكومتهاى غربى و حكومتهاى شرقى اين است كه در غرب ، قوانين حكومت مىكنند و در شرق شاهان ! اگر امروز ( در قرن 19 ) در برخى از ممالك شرقى ، رژيمها تغيير كردهاند ،