جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2085

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

بردند . شعر و ادبى پديد آوردند كه به‌وسيله آن برابرى خود را با نوابغ بزرگ جهان به اثبات رساندند . ابوالطيب متنبى ، شاعر خوشفكر و اجتماعى ، به مرحله‌اى رسيد كه به زبان جوانان سخن گفت و حرف دل هر انسانى را به زبان آورد ، و به همراه روزگار و همچون كوههاى سرسخت ، جاويد ماند . دربارهء خودش مىگويد : « بسى از كوهها و درياها كه پيمودم ، آنان شهادت دادند كه من كوه و دريايم . » ديگران درباره‌اش گويند : « مردم ، متنبى دومى را نديده‌اند . روزگار از آوردن همانندى براى او ناتوان است . » « روح او دريايى است مواج و مظهر شكوه و عظمت . » آرى ، اين است ابوالطيب متنبى . سخن سرايان دربارهء نيروى تخيل او چه مىگويند ؟ « او مظهر نيروى سركش تخيل است . تو گويى گردبادى مخوف است كه زمين و آسمان را به لرزه درآورد . » اين تخيل ، نرمش و سكون ندارد ؛ همه‌جا آفريننده است : در وصف سپاه ، شب ، بيابان ، برف ، شير ، جنگ و انقلاب . اين نيروى تخيل ، اگر در راه حماسه‌سرايى به كار مىافتاد از ايلياد هومر و شاهنامه فردوسى پيشى مىگرفت . دليل آن قصيده‌اى است كه با مطلع « علىقدر اهل‌العزم » شروع مىشود . اگر متنبى اين قصيده را طولانى مىكرد ، پيشاپيش همهء حماسه‌سرايان جهان جاى مىگرفت . حماسه يكى از دلايل روشنى است كه نيروى تخيل را ثابت مىكند .