جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1603

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دختر گفتند : هر چه مىكنى بكن ! از خدا كمك بخواه ، هر كس كه از خدا طلب هدايت كند خدا او را هدايت مىكند . دختر معاويه گفت : اميدوارم كه خدا خير مرا بخواهد . من وضع عبدالله بن سلام را كاملًا بررسى كردم و به خوبى او را شناختم . ديدم كه با موقعيت من و خواسته‌ام سازگارى ندارد . كسانى كه با آنان مشورت كردم ، در اين باره اختلاف‌نظر دارند ، دسته‌اى مرا از اين كار باز مىدارند و دسته‌اى ديگر مرا به انجام آن فرا مىخوانند و اختلاف مشاورين من نخستين چيزى است كه مرا نسبت به انجام اين كار بىميل ساخته است . وقتى كه سخنان دختر معاويه را به اطلاع عبدالله بن سلام رسانيدند ، دانست كه فريب نيرنگ معاويه را خورده است ! داستان عبدالله در ميان مردم پخش شد و همه گفتند كه معاويه او را فريب داده تا همسرش را طلاق بدهد و معاويه مىخواهد زن او را براى پسرش يزيد بگيرد و نيرنگ معاويه را تقبيح كردند . بخش اول حيله‌گرى معاويه براى پاسخگويى به خواستهء هوس‌آلود يزيد به پايان رسيد ، ولى حوادث بر خلاف نقشه معاويه پيش رفت . بخش دوم اين حادثه به دست حسين‌بن على ( ع ) كه چون سيره پدر بزرگوارش ، در يارى ستمديده تربيت يافته بود ، تغيير كرد : هنگامى كه عده ارينب ( همسر طلاق داده شده عبدالله بن سلام ) به پايان رسيد ، معاويه ابودرداء را به عراق فرستاد تا او را براى فرزندش يزيد خواستگارى كند . ابودرداء رهسپار عراق شد تا به كوفه رسيد كه در آن هنگام حسين‌بن على ( ع ) در آنجا اقامت داشت . ابودرداء به پاس احترام و شخصيت حسين بن على ( ع ) ، نخست به ديدار آن حضرت رفت .