جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1602
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
زنش را تحسين نمىكنم و آن را نمىپسندم ! به سلامت بازگرديد و بار ديگر پيش دخترم برويد و رضايت او را بهدست آوريد . نمايندگان رفتند و بار ديگر پيش معاويه آمدند . معاويه فرمان داد پيش دخترم برويد و رضايت او را بخواهيد و باز تكرار كرد كه من نمىتوانم او را مجبور سازم ، او در كارهاى خصوصى خود ، حق رأى دارد . آن دو تن پيش دختر معاويه رفتند و گفتند : عبداللهبن سلام زن خود را طلاق داده و مراتب فضل و شايستگى او را نيز بيان كردند . دختر به نمايندگان گفت : عبدالله بن سلام در ميان قريش مقام ارجمندى دارد . شما مىدانيد كه به جهت احتمال خطر و احتياط در كارها بهتر است من دربارهء او پرس و جو كنم تا از حقيقت كارش آگاه گردم و پس از آن ، هرچه را كه خدا برايم خواسته است انجام مىدهم و هيچ قدرتى جز خدا نيست . نمايندگان گفتند : خدا تو را موفق بدارد . و پيش عبدالله بن سلام بازگشتند و سخن دختر معاويه را به او گفتند . وقتى عبدالله سخنان آنها را شنيد اين شعر را خواند : « اگر امروز سپرى گرديد ، فردا براى شخص روز شمار نزديك است . » مردم دربارهء عبدالله كه همسرش ارينب را طلاق داده بود و از دختر معاويه خواستگارى نموده بود ، سخن مىگفتند و او را سرزنش مىكردند كه در طلاق دادن همسر خود قبل از اطمينان از كار خويش شتاب كرده است ، زيرا از آلودگى يزيد فاسد و حيلهگرى معاويه آگاه بودند . عبدالله ، ابوهريره و ابودرداء را پيش دختر معاويه فرستاد ، آنها به