جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1594

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

شمشير ، پيشانى پدر را ، كه در مسجد با خدا راز و نياز مىكرد شكافت . على ( ع ) پس از اين ضربت ، دو روز بيشتر زنده نبود و با دنيا وداع كرد تا پس از او حكومت در دست ستمگران باشد . برادر حسين ( ع ) با سمّ به شهادت رسيد و او شاهد بود كه چگونه بنىاميه و يارانشان جنازه برادرش را تيرباران كردند . شنيد كه معاويه دستور داده پدر و برادرش را روى منبرهاى حكومت بنىاميه لعن كنند و حتى با دو گوش خود شنيد كه معاويه پدرش را لعن مىكند ! بدين ترتيب عوامل غم و اندوه ، دوباره در روح حسين ( ع ) متراكم مىشد . اين علل بعداً در كربلا به نهايت شدت و كثرتش مىرسد ؛ در جايى كه فاجعه جنايتبار و شومى به دست سرداران و سربازان پست ، نسبت به افراد اندكى از برادران ، بستگان ، كودكان و ياران وى به وجود آمد ! اما آثار اين فاجعه براى خواهرش زينب و فرزندش زين‌العابدين باقى ماند . اين محيط تربيتى و ارثى حسين ( ع ) و دلايل حزن و اندوه وى بود . از آن روزى كه حسين ( ع ) ديده به جهان گشود ، همچون جد و مادر و پدرش با غم هم آغوش بود . روح آن حضرت به اين غصّه‌ها آميخته بود و اخلاق او را نرم ساخته و باعث شده بود تا با دردهاى مردم شريك شود و تا پاى جان از ستمديدگان دفاع كند و با ستمكاران نبرد نمايد . آرى حسين ( ع ) براساس همين اصول ارثى و تربيتى سخن مىگفت : « حلم ، زينت است ، وفا ، مردانگى است ، خودخواهى ، ادعاى پوچ كردن و خودستايى است . نادانى ، ضعف و همنشينى با فاسقان مايه تهمت است . » و « جز در كارى كه خود را لايق انجام آن