جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1593

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

با خواهرش زينب براى مادرشان گريه خواهند كرد و پس از آن براى پدرشان اشك مىريزند و سپس براى برادرشان حسن ( ع ) زارى مىكنند و مىديد كه خاندانش همگى به سوى فاجعه‌هاى وحشتناك رهسپارند . حسين ( ع ) چندى بعد شنيد كه مادرش به خواهر مهربانش زينب سفارش مىكند كه : « نسبت به حسن و حسين ( ع ) مهربانى كن و مواظب آنان باش و پس از من براى آنان ، چون مادر باش ! » فاطمه ( س ) پس از حدود سه ماه از رحلت پدرش از دنيا رفت و حسين ( ع ) با مادر خود وداع آخر را نمود . زينب را ديد كه بغض گلويش را گرفته است . به پدرش نظرى افكند كه با قلبى اندوهناك ، بر سر قبر زهرا ( س ) با او وداع مىكرد و به سختى مىگريست . دوران اول زندگى حسين در چنين فضايى انباشته از غم و اندوه بىپايان سپرى شد ! حسين ( ع ) در جوانى مىديد كه مردم در راه پدرش اينجا و آنجا دامها مىافكنند . طغيان عايشه و ياران او نسبت به امام ( ع ) ، از يك سو اندوه فراوانى متوجه او ساخت و از سوى ديگر حمايت از پيروان حق را به وى آموخت و امواجى از عطوفت و مهربانى نسبت به تمامى ستمديدگان را در او به وجود آورد . حسين ( ع ) همچنين نيرنگ معاويه و عمروبن عاص و يارانشان را نسبت به پدرش ديد و اين حيله‌گرى ، دنيا را به صورت اندوهناكى در مقابلش مجسم ساخت . اگر حسين ( ع ) جرأت بىمانند پدر در اصلاح انحرافات را نداشت ، دنيا در نظرش بىمعنى بود . اندوه حسين ( ع ) هنگامى به اوج رسيد كه دست جنايتكارى ، با