جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1582

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

آنچه مورخين عرب دربارهء ستمگريهاى رسواى بنىاميه نوشته‌اند ، مورخان بيگانه هم اعتماد نموده‌اند و مدافعان معاصر مصرى و غيرمصرى بنىاميه نيز به آن اعتراف دارند . به طور مثال يكى از نويسندگان « 1 » در مقام دفاع از بنىاميه مىنويسد : « اكثر مورخان شرق و غرب حملات سختى به بنىاميه مىكنند . تنها « يوليوس ولهاوزن » است كه گاهى روش معتدلانه‌اى در پيش مىگيرد . » خوانندگان ملاحظه مىكنند كه اين خاورشناس كه با خاورشناسان ديگر همآوا نگرديده است ، تازه به عقيده ايشان تا « حدودى » به عدالت رفتار كرده است . و همين مطلب ، اعتراضى است از اين نويسنده مصرى كه چرا اين مستشرق منحصر به فرد دلايل كافى به دست نياورده تا راهِ دفاع از بنىاميّه براى او باز باشد و دربارهء آنان بدون خدشه و كاملًا عادلانه سخن بگويد ! ولى ما به اين نويسنده مصرى ، خاورشناس ديگرى را كه فراموش كرده ، به ياد مىآوريم . اگر اين نويسنده مصرى زيركى داشت مىدانست گاه برخى اروپاييان ، چنان از بنىاميه دفاع مىكنند كه گويى اين خاندان هيچ خطايى نكرده‌اند . مقصود من از خاورشناس ديگر « لامنس » فرانسوى است كه دانش سرشار خود را در راه اهداف خاصى به كار بسته كه در بحثهاى آينده اين كتاب از روى آن پرده برمىداريم . اما بيشتر خاورشناسان ، حقيقت سيماى اموى را آن‌چنان نقاشى كرده‌اند كه مدافعان پسر سفيان و بنى مروان را آزرده‌اند . پيشاهنگ اين خاورشناسان ، « كازانووا » خاورشناس فرانسوى

--> ( 1 ) ر . ك‌به : دكتر حسين يونس‌على ، حواشى تاريخ‌التمدن الاسلامى ، جرجىزيدان ، ج 2 ، ص 23