جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1583

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

است كه مىگويد : « روحيه تمامى بنىاميه تركيبى از اين ويژگيها بود : طمع سيرىناپذير در ثروت ، علاقه به كشورگشايى به قصد غارت ، و حرص قدرت براى عيش و عشرت ! » اما تاريخ‌نويسان عرب و بيگانه هر چه گفته باشند ، روح بنىاميّه را بيش از آنچه وليدبن يزيد - كه خود از خلفاى اموى است - شرح داده ، توضيح نداده‌اند . وى در شعر خود فاش مىكند كه بنىاميّه در دوران جاهليت با چه روحيه‌اى رياست مىكردند و در زمان اسلام با چه هدفى به حكومت رسيدند . از جمله اشعار او اين چند بيت است : « صحبت از آل سعدى را كنار بگذار ، زيرا ما از جهت عدد و ثروت افزونتريم . ماييم كه به زور مالك مردم شديم و ايشان را به خوارى و شكنجه مبتلا كرديم . ما ملت را با كمال ذلت به وادى نيستى رهسپار مىسازيم و چيزى جز نابودى بر ايشان نمىخواهيم . » اگر اين نويسندگان مدافع بنىاميّه ، سخنان مورخان و نويسندگان قديم و جديد ، عرب و فرنگ ، خاصه و عامّه را دربارهء روحيّه و انديشه امويان رد كنند ، آيا مىتوانند اين شعر وليدبن يزيد را نيز منكر شوند ؟ !