جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1580
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
كسانى كه مىكوشند از ذات و روح ذهنيّت اموى و روش زمامدارى آنان دفاع كنند ، هنگامى كه داستان زير را بشنوند چه پاسخى خواهند داد ؟ ! روزى عبيدهبن هلال يشكرى و ابوحرابه تميمى با يكديگر روبرو شدند . عبيده به ابوحرابه گفت : مىخواهم چيزهايى را از تو بپرسم . آيا پاسخ درستى به من مىدهى ؟ ابوحرابه گفت : آرى . عبيده گفت : درباره رهبران اموى خود چه مىگوييد ؟ خون حرام را حلال مىشمرند . دربارهء مال و ثروت چگونه مىانديشند ؟ از راهى كه نبايد ، به دست مىآورند و در غير راهش مصرف مىكنند . دربارهء يتيم چه مىكنند ؟ به اموالش دست مىبرند ، حقش را نمىدهند ، مادرش را هم به ازدواج خود در مىآورند ! واى بر تو ! آيا بايد از چنين كسانى اطاعت و پيروى كرد ؟ ! پاسخت را كه دادم ، ديگر سرزنشم مكن ! گفتهء ابوحرابه كه مىگويد : « سرزنشم مكن » دليل روشنى است بر اين كه او جرأت اين را نداشته كه دربارهء زمامدارى بنىاميه و فرماندارانشان اظهار عقيده كند و نظر خود را بگويد ! ! اين مديحهسرايان مدافع بنىاميه دربارهء نظر مردم مدينه ، پس از آن كه ابوحمزهء خارجى فرمانداران اموى را بيرون كرد ، چه پاسخى مىدهند ؟