جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1573
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
دربارهء اينگونه طغيانگرى فردى است كه محمد غزالى نويسنده كتاب الاسلام و الاستبداد السياسى مىگويد : « ياغيگرى فردى در ميان ملت ، جنايت عظيمى است . زمامدار ، در صورتى حق بقا و مشروعيت دارد كه نماينده روح ملت باشد و در راه تحقق اهداف آنان گام بردارد . » و در جاى ديگر مىگويد : « استبداد كور ، دشمن خدا ، دشمن پيامبر و دشمن ملتهاست . روشن است كه تفكّر ديكتاتورها در همه زمانها يكسان است و به هر ميزان كه اصلاحگران به آنان نرمش نشان دهند ، از غرورشان دست برنمىدارند . » معاويه با اين نوع سياستهاى ماكياوليستى قدرت را غصب كرد و خلافت را به سلطنت ، و شورا را به مثابه ارث پدرى براى فرزندانش تبديل نمود . اين گونه اعمال به روشنى روحيه بنىاميه را در جاهليت و اسلام مجسم مىكند . هنوز علىبن ابيطالب ( ع ) به دست ابن ملجم شهيد نشده بود كه معاويه درصدد هلاكت مخالفين خلافت خود برآمد . معاويه اعلام كرد كه هيچگاه مردم را رها نمىكند ، مگر اينكه برده او باشند و چنين گفت : « ما مردم را به حال خود مىگذاريم . اما تا زمانى كه بين ما و حكومتمان حايل نشوند . » معاويه اعلام كرد كه سلطنت متعلق به شخص اوست و پس از او مخصوص طايفه بنىاميه است و مردم ، فقط اين آزادى را دارند كه به نفع بنىاميه و قدرتشان دست از آزاديها و حقوق خود بردارند . معاويه مردم را بر خلاف روش بزرگان اسلام با كوچكترين اتهام و شكى دستگير مىكرد و ياران پيامبر و كسانى را كه بيانگر افكار