جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1568
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اندازه از زنان بعيد است - گفت : مىخواهيد گريه كنم و خبر آن به گوش محمد ( ص ) و ياران او برسد و ما را سرزنش كنند و زنان طايفه « بنى خزرج » ما را شماتت نمايند ! به خدا سوگند تا زمانى كه از محمد ( ص ) و ياران او انتقام بگيرم ! گريه نمىكنم . زينت كردن بر من حرام باد تا با محمد پيكار نمايم ! هند پس از اين ، آنقدر مردم را عليه پيامبر ( ص ) و يارانش تحريك كرد تا جنگ مشهور احد را بر پا نمود . مىبينيد چه اندازه بايد روح ، خشن شود تا طبيعت خود را از دست بدهد و نياز به گريه بر نزديكان را در خود احساس نكند و به عواطف زنانهء خود پاسخ نگويد . هند ، دنيا را به مثابه نبردگاه قدرت و مبارزه برترىطلبانه و جنگ براى برپاداشتن پرچم مىدانست . هنگامى كه كفّار براى جنگ احد آماده مىشدند ، هند دختر عتبه ، براى تشويق مردان بر كشتن پيامبر ( ص ) و يارانش ، خود به سركردگى گروهى از زنان عازم جنگ شد ، تا تشنگى انتقام را با ديدن جوى خون و دست و پا زدن كشتگان در آن سيراب كند . هند بر سر كسى كه به شركت زنان در جنگ اعتراض مىكرد ، فرياد كشيد و گفت : بله ، مىرويم تا جنگ را تماشا كنيم ! مادر معاويه خود به رياست زنان قريش ، عازم جبهه جنگ شد ، در حالى كه در خونخواهى و تحريك به انتقام ، شديدترين حالت را به خود گرفته بود . هنگامى كه جنگ آغاز شد ، زنان قريش در ميان صفوف جنگجويان راه مىرفتند و دف و طبل مىنواختند و همگى به سركردگى هند ، دختر عتبه اين اشعار را مىخواندند : « مرحبا بر طايفه بنى عبدالدّار . مرحبا بر حاميان نياكان ! كه با تمام شمشيرها حمله