جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1569

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

مىكنند ! » و مىخواندند : « اگر به ميدان جنگ روى آوريد ، شما را در آغوش مىكشيم و براى شما بسترهاى نرم مىگسترانيم . اگر پشت به جنگ كرديد ، از شما جدا مىشويم و در پس اين جدايى ، پيوندى نيست . » هند ، به « وحشى حبشى » در برابر كشتن مسلمانان ، مخصوصاً كشتن حمزه بن عبدالمطلب ، عموى پيغمبر ( ص ) وعده‌هاى زيادى داده بود . وحشى در تيراندازى مهارت عجيبى داشت و آتش كينه در درون هند عليه حمزه شعله مىكشيد . قريش در اين جنگ حمله سختى به مسلمانان كردند و نزديك بود كه هند از شادى پيروزى به پرواز درآيد . يكى از كشتگان اين جنگ آن‌چنان كه ديديم حمزه بود كه به‌دست وحشى و به تحريك هند كشته شد . و ابوسفيان فرياد كشيد : « امروز به جاى روز بدر ، وعدهء ما و شما در سال آينده . » اما براى هند همسر ابوسفيان ، اين پيروزى و كشته شدن حمزة بن عبدالمطلب كافى نبود . بلكه زنان قريش را گرد خود جمع كرد و به همراه آنان به ميان كشتگان مسلمانان رفتند . و گوش و بينى كشته شدگان را بريدند كه حتى مردان وحشى ، از ارتكاب آن نفرت داشتند . هند با گوشها و بينىهاى بريده براى خود گردن‌بند و گوشواره مىساخت . آنگاه شكم حمزه را دريد و با كمال سنگدلى و قساوت ، جگر حمزه را بيرون آورد و به دندان كشيد و مىخواست آن را بخورد ، اما نتوانست . رذالت او به حدى بود كه همه كس ، حتى شوهرش از كارهاى او بيزارى مىجست و به همين جهت ، ابوسفيان به يكى از مسلمانان گفت : « گوش و بينى كشتگان شما را بريدند ولى به خدا سوگند من نسبت به اين كار نه رضايتى داشتم و نه خشمى و