جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1567

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

را بلند مىكند و مىگويد : « اشهد انّ محمد رسول‌الله ( ص ) » پس ديگر چه عمل و نامى پس از اين باقى مىماند ، اى بىپدر ؟ ! معاويه به علت نشو و نما در خانه پدرش ابوسفيان از صاحبان رسالتهاى بزرگ خشنودى نداشت . او مخالفتهاى پدرش با محمد ( ص ) را ديده بود و شاهد بود كه در پيشاپيش مخالفين ، عازم جنگ مىگرديد و به ياران پيامبر حمله‌ور مىشد . ديده بود كه پدرش قصد داشت شخصاً پيامبر را از ميان بردارد تا قدرت سياسى و مادى خويش را حفظ كند و رئيس قومش باشد ؛ حتى اگر اين قدرت‌طلبى به بهاى محروم نمودن اعراب از وجود با عظمت محمد ( ص ) و از بزرگانى چون ياران انقلابى او و از دمكراسى و روح رسالت گردد . ابوسفيان دراين باره نمونه پدر اول خويش ، امية بن عبدشمس بود . تأثير ابوسفيان در تربيت و پرورش معاويه ، براساس روح سودجويانه و دفاع از امتيازات گذشته و درآمد هنگفت ، بيش از تأثير مادر او هند جگرخوار نبود . اين زن كيست ؟ شايد تاريخ زنان عرب ، نمونه‌اى از خودخواهى ، منفعت‌طلبى ، رذالت ، بداخلاقى و ديگر صفات رذيله ، همچون هند دختر عتبه ، همسر ابوسفيان نشان نداده باشد . اين زن در سنگدلى به جايى رسيده بود كه از خونخوارترين و وحشىترين مردان هم سنگدلتر بود ! هنگامى كه قريش ، پس از شكست از مسلمانان ، براى كشتگان خود گريه مىكردند ، زنان يك ماه تمام براى كشتگان خود نوحه‌گرى كردند . آنان به هند گفتند چرا مانند ما بر كشتگان ما و خودت گريه نمىكنى ؟ هند همسر ابوسفيان ، از روى لجاجت و سنگدلى - كه تا اين