جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1553

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ابوسفيان از اين كه خلافت به دست بنىهاشم نرسيده خشمگين نيست كه اگر قدرت از آن بنىهاشم مىشد ابوسفيان يا از شدت خشم خود را مىكشت و يا اين كه با همفكران خود ، همه را بر ضد بنىهاشم مىشوراند . على ( ع ) به آرامى ، اطمينان و ايمان به ابوسفيان نگريست و فرمود : « به خدا قسم ! من نمىخواهم بر ضد او سپاهى فراهم كنى و اگر ما ابوبكر را لايق اين امر نمىديديم ، نمىگذاشتيم حكومت به او برسد . » « 1 » و سرزنش‌كنان اضافه كرد : « اى ابوسفيان ! مؤمنان يكديگر را نصيحت مىكنند . اما منافقان مردمى حيله‌گرند و به يكديگر خيانت مىكنند . اگرچه خانه‌ها و بدنهايشان نسبت به يكديگر نزديك باشند ! » على ( ع ) چهره ابوسفيان و يارانش را اين گونه ترسيم كرد : « ابوسفيان از آن‌گونه زمينداران اشرافى بود كه خود و طبقه خويش را بالاتر از ديگر مردم مىدانند . خود را آقا و ديگران را بنده مىپندارند . ابوسفيان كه از اين دريچه به اسلام نگاه مىكرد ، گمان مىبرد كه اسلام جنبشى سودجويانه است كه اصول انقلاب خود را به عنوان وسيله‌اى براى بهره‌كشى به كار گرفته است و روحاً با سازمان سوداگرانه اجتماع بت‌پرستى در زمان خود اختلافى ندارد و رسالت

--> ( 1 ) اين مطلب را برخى از مورخان اهل سنت نقل كرده‌اند و بسيارى از محققان در صحت آن ترديد كرده‌اند . زيرا مسلم است على ( ع ) و هوادارانش به خلافت ابوبكر اعتراض نموده و اجتماعاتى برپا كردند ، ولى پاسخ شنيدند كه صلاح مسلمانان در همين بود . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 103 - 106 ؛ تاريخ الفداء ج 1 ، ص 156 - 166 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 307 و شرح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 17 - 134