جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1539

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

امور كشور و ولخرجى اموال ملت بنا به خواسته‌هاى اقوام خود عمل مىنمود . او دست فرمانداران و نمايندگان خود را كه اغلب آنها از اقوامش بودند ، در همهء شهرها باز گذاشت و آنها هم به خودكامگى پرداختند و ملت را تحت فشار قرار دادند . آسايش ملت را سلب كردند و اموال مردم را به سود خود گردآورى كردند . كار فرمانداران عثمان و نمايندگان او به‌جايى رسيد كه نزديك بود در عصر او خلافت ، رنگ منافع شخصى به‌خود بگيرد . همان منافع شخصى و نامشروعى كه اسلام مخالف آن بود و با ساده‌ترين اصول عدالت اجتماعى هم سازش نداشت . پس از اندك مدتى ، نمايندگان مردم شهرها براى شكايت از فرمانداران و نمايندگان عثمان به مدينه آمدند ، تا خودسرى و قانون‌شكنى آنان را بازگويند ، و انتظار داشتند كه عثمان كمى از انصاف عمر را داشته باشد . . . البته عثمان هم به آنان وعدهء انجام خواسته‌هايشان را مىداد ، اما آنان در يكى از مسافرتها كه رهسپار شهرستان بودند ، نامه‌اى از مروان‌بن حكم به‌دست آوردند كه در آن دستور قتل همهء نمايندگان مردم شهرها را به هنگام ورود به شهرشان ، صادر شده بود ! نمايندگان از رفتن به شهرهاى خود منصرف شده و بار ديگر به سوى مدينه پايتخت مسلمانان آمدند ، و از عثمان خواستند كه مروان ، همان كسى را كه دستور قتل اين گروه را داده است ، به آنان تحويل دهد ؛ اما عثمان به اين كار تن در نداد . نمايندگان هم برخواستهء خود پافشارى كردند ، اما عثمان تقاضاى آنان را نپذيرفت . اين روش آتش خشم نمايندگان را شعله‌ور ساخت و عثمان ناچار شد در خانهء خود بماند .