جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1540
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
علىبن ابيطالب ( ع ) نزد عثمان رفت و كوشيد كه برپايهء اصولى منطقى اختلاف را از بين ببرد اما تلاش او سودى نبخشيد ، زيرا عثمان برخواستهء خود پافشارى كرد و روش او به دشمنى و اصرار مردم خشمگين افزود . با گرويدن مردم خشمگين مدينه و شهرهاى ديگر ، انقلابيون تقويت شدند ؛ آنان با ناراحتى و عصبانيّت خانهء عثمان را محاصره كردند . كسانى كه داخل خانهء عثمان بودند وقتى خطر را دريافتند ، همگى او را تنها رها كرده و از خانه خارج شدند . حتى نزديكان وى كه از خاندان بنىاميه بودند ، همانها كه عثمان و مسلمانان را به اين بلا گرفتار ساخته بودند - كه چگونگى آن در اين كتاب خواهد آمد - همه او را رها كردند و رفتند . اينها ترجيح دادند كه مخفيانه به شام ، جايى كه فاميلشان معاويه ، فرماندار عثمان بود ، رهسپار گردند . تنها در خانهء عثمان دو فرزند علىبنابيطالب حسن و حسين ، باقيمانده بودند كه به اتفاق نگهبانان شخصى عثمان مىكوشيدند كه شايد بتوانند آشوبى را كه عليه عثمان به پا شده بود دفع كنند و از حوادثى كه در كمين او بود ، نجاتش دهند . محاصرهء خانهء عثمان چهل روز به طول انجاميده ، به تدريج به تعداد محاصرهگران انقلابى افزوده مىشد و محافظين مخصوص عثمان از او دفاع مىكردند . ولى پايان كار عثمان روشن بود . محاصره هنگامى پايان يافت كه گروهى از انقلابيون از ديوار بالا رفتند و به خانه عثمان ريختند و او را كشتند . بعد از داستان عثمان ، بزرگترين توطئه در تاريخ عرب ، توطئه عليه امام على بنابيطالب ( ع ) و سپس عليه فرزندان و ياران او كه در راه