جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1535

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

هريك ، نماينده قبيله‌اى باشند و دسته‌جمعى او را بكشند . قريش مىخواست با اين نقشه مسئوليت خون وى در ميان همه قبايل پراكنده شود و يك فرد و يا يك قبيله مسئوول قتل او نباشد و همگى در اين امر شريك باشند ! و بدين طريق خون محمد ( ص ) بين همه عرب تقسيم گردد ، تا ياران وى نتوانند از همه قبايل عرب خون‌خواهى او را بنمايند ! ! تاريخ صدر اسلام به ما خبر مىدهد كه توطئه‌هاى مستمر قريش وقتى كمرنگ شد كه پيامبر توانست راه خود را از ميان انبوه سختىها ، تمسخرها و انتقامها به سوى پيروزى بگشايد و گروهى از نيكان و بسيارى از زحمتكشان و مستضعفين دور او گرد آيند . اما توطئه قريش هرگز پايان نيافت و مخالفين وى اسلحه را به زمين نگذاشتند ، تا اينكه پيامبر پايه دعوت جديد را استوار كرد و كينه‌هاى دشمنان را كه در روحشان ريشه دوانده بود ، ريشه‌كن ساخت ! سپس در ميان مسلمانان هم توطئه‌ها و مبارزاتى پديد آمد ، ولى با شكلى ديگر . مبارزه مسلمانان به تقويت خير و نيكى بر عليه فساد ، نفاق و حيله‌گرى بود كه مهمترين آنها نبردى بود كه سرانجام به كشته‌شدن « اسود عنسى » منجر شد . داستان آن چنين بود كه پيروزى دعوت اسلام كه در پايهء عدالت ، روشن‌بينى ، و شناخت زمان و افكار مردم بر پا شده بود ، گروهى را به انديشه افكند تا ادعاى پيامبرى كنند . اما اين مدعيان دروغين پيامبرى درك نكرده بودند كه چشمه‌هايى كه آب زلال و خوشگوار رسالت بزرگ محمد ( ص ) را سيراب ساخته چشمه‌هاى ادعا نبوده كه اين دروغگويان تنها از آن بهره مىبردند ، ولى آنان سلاح ديگرى نداشتند !