جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1630
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بقيه اعمال بسر نيز به همين اندازه پليد و سياه است . زيادبن ابيه نيز از همين گروه جنايتپيشه بود . او در سياست كشتار در عراق ، افسار گسيخته بود و جوّ ترور و وحشت عجيبى به وجود آورد ، زيرا حاكم بصره بود و در كار خود اختيار تام داشت . و معاويه پس از اين كه زياد را به برادرى خود درآورد ، براى جذب او نامش را زياد پسر ابىسفيان گذاشتو او را حاكم بصره نمود . زياد هنوز وارد بصره نشده بود كه سخنرانى معروف خود به نام « بتراء » را ايراد كرد و پس از آن به محكم ساختن پايههاى حكومت بنىاميه پرداخت . وى مردم را به گمان و احتمال مىكشت ! براى مزدوران حكومتگر بنىاميه كارى آسانتر از دست و پا بريدن مخالفين ، به دار زدن آنها بر درختان نخل ، زندانى نمودن ، غارت اموال ، نابودى خانهها و آواره ساختن آنها و زنده و مرده را به شكنجه كشيدن نبود . در ميان كارگزاران بنىاميه كسى جز حجاج با زياد ابن ابيه قابل مقايسه نيست . براى درك روحيهء زيادبن ابيه نسبت به مردم ، شنيدن چند جمله از سخنرانى « بتراء » او كافى است : « به خدا سوگند ، ارباب را به جاى نوكر و صاحبخانه را به جاى مسافر مىگيرم ، آن كس را كه مىآيد به جاى آن كس كه مىرود مىگيرم ، فرمانبردار را به جاى نافرمان مىگيرم ، سالم را به جاى مريض جلب مىكنم ، تا هر كس به ديگرى مىرسد ، بگويد : در فكر خودت باش ، كه ديگرى نابود شد . تا اين كه كمر شما زير بار اطاعت آيد و سربه راه گرديد . آب و خوراك بر من حرام باد ، اگر بصره را با ويران نمودن و آتش زدن با خاك يكسان نسازم ! كسى شب هنگام بيرون نيايد ، زيرا هر كس شب بيرون آمد و او را پيش من آوردند او را