جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1621
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
علىبن ابيطالب ( ع ) بشنود نزد من آيد ! گروهى از مردم پيش او آمدند و ميثم هم از علىبن ابيطالب ( ع ) برايشان سخن گفت . هنگامى كه ميثم مشغول سخنرانى بود ، عمروبن حريث پست به سوى منزل خود مىرفت . پرسيد : اين جمعيت براى چه گرد آمدهاند ؟ به او گفتند : ميثم تمار از علىبن ابيطالب ( ع ) سخن مىگويد . عمروبن حريث با شتاب خود را به ابنزياد رساند و گفت : خدا به امير خير دهد ، عجله كن ! كسى را بفرست كه زبان او را ببرد ، زيرا مىترسم در دلهاى اهل كوفه آتشى برافروزد و عليه تو قيام كنند ! عبيدالله به مأمورينش گفت : برويد و زبان او را ببريد ! مأمورين پيش ميثم آمدند و گفتند : زبانت را بيرون بياور ، امير فرمان داده كه آن را قطع كنيم ! ميثم گفت : مگر اين زنازاده نمىگفت كه من و مولايم علىبن ابيطالب ( ع ) را تكذيب خواهد كرد . اين زبان من ، آن را قطع كنيد ! ميثم اندكى بعد درگذشت و پستى ابنزياد به آنجا رسيد كه دستور داد پس از مردن و قطع زبان و بريدن دست و پايش ، او را به دار آويزند تا مردم از سرنوشت او عبرت گيرند . از جمله كسانى كه در راه حق شهيد شد و به نبرد با دنياطلبان پرداخت ، « رشيد هجرى » يكى از ياران علىبن ابيطالب ( ع ) بود . داستان او با ميثم تمار خيلى تفاوت ندارد . ابن زياد او را هم به بيزارى از علىبن ابيطالب ( ع ) خواند ولى رشيد نپذيرفت . ابن زياد گفت : چگونه مىخواهى كشته شوى ؟ ! سپس دستور داد دست و پاى او را بريدند ! آرى با شناخت ياران على ( ع ) و مفهوم پيروى آنان در مىيابيم كه