جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1622

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

آنان على ( ع ) را با كمال ميل و علاقه دوست مىداشتند و براى يارى خود مزدى نمىطلبيدند . پاداش آنان اين بود كه برحق باشند و در راه آن جان بسپارند . روششان نسبت به على ( ع ) مانند رفتار مسلمانان صدر اسلام ، از مهاجر و انصار نسبت به محمدبن عبدالله ( ص ) بود . تجسّم واقعى دوستى علىبن ابيطالب ، عماربن ياسر است . وى قبل از آنكه در نبرد صفيّن با بنىاميه و يارانشان - كه لشكر انبوهى بودند - روبه‌رو گردد گفت : « به خدا سوگند ، اگر با سلاحهايشان با ما بجنگند و ما را تا نخلستانهاى « هجر » برانند ، اطمينان داريم كه ما برحقيّم و آنان بر باطل‌اند ! » ياران حسين ( ع ) با ياران پدرش در اهداف و آرمانها تفاوتى نداشتند . و حسين ( ع ) در آخرين شب زندگى خود در كربلا ، در حالى كه در انتظار شهادت بود به ياران اندكش گفت : برويد ! براى چه خود را به كشتن مىدهيد ؟ ! حسين ( ع ) به آنان گفت كه در سايهء تاريكى شب رهسپار گردند تا كسى آنها را نبيند ؛ زيرا امكان داشت كه از حركت در روز شرم كنند و يا از دشمن بهراسند . حسين ( ع ) با اين گونه رفتار ، بزرگ‌منشى خويش را ثابت كرد . اما ياران حسين ( ع ) از اين كار روى برتافتند و گفتند ما هم بايد در كنار تو كشته شويم . گويا همگى از يك روح الهام مىگرفتند و با يك زبان ، سخن مىراندند . مسلم بن عوسجه اسدى پاسخ داد : « چگونه دست از شما برداريم ، در حالى كه در پيش خداوند هيچ عذرى نداريم ؟ ! به خدا سوگند ، دست از شما برنمىدارم تا نيزهء خود را در سينه‌هايشان بشكنم و تا هنگامى كه دسته شمشير در دستم باقى است ، با آنان نبرد مىكنم و اگر اسلحه‌اى نداشتم با سنگ با آنها مىجنگم تا در كنار شما كشته شوم ! »