جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1620
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
شخص چاپلوسى به نام عمروبن حريث به ابن زياد گفت : اى امير آيا اين سخنور را مىشناسى ؟ ابن زياد گفت : كيست ؟ عمروبن حريث پاسخ داد : اين ميثمتمار دروغگوست كه از ياوران علىبن ابيطالب ( ع ) دروغگو است ! ابن زياد صاف نشست و به ميثم گفت : چه مىگويد ؟ ميثم گفت : دروغ مىگويد ، من راستگو هستم و دوستدار راستگويان هستم . من ارادتمند علىبن ابيطالب ( ع ) اميرالمؤمنين حقيقى هستم ! ابن زياد بر آشفت و گفت : بايد از على ( ع ) بيزارى بجويى و بديهاى او را برشمارى . بايد نسبت به عثمان اظهار دوستى كنى و خوبيهاى او را برشمارى ! و گرنه دست و پايت را قطع مىكنم و به دارت مىآويزم . عكسالعمل ميثم در مقابل سخن ابن زياد اين بود كه به ستايش على ( ع ) پرداخت و به ياد او گريست و دادگرى و بزرگوارى و عشق بزرگ و صادقش را نسبت به مردم به ياد آورد . آنگاه به ابنزياد و بنىاميه حمله كرد و سخنانى گفت كه آثار خشم عليه ستمگران و يارانشان از آن آشكار بود . ابن زياد به سختى عصبانى شد و به او گفت : به خدا سوگند دست و پاى تو را قطع مىكنم ولى زبانت را نمىبرم كه مىگفتى ، على گفته آن را خواهند بريد تا تو و رهبرت را دروغگو كرده باشم ! سپس فرمان داد دست و پاى ميثم را بريدند و او را بيرون بردند تا به دارش آويزند . اما ميثم با فرياد بلند مىگفت : اى مردم ! هر كه مىخواهد حديثى از