جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1619

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

عصبانيت گفت : مرا روى فرش خود مىنشانى و به على ( ع ) بد مىگويى ؟ ! به خدا سوگند اگر تنها يكى از صفات على ( ع ) را مىداشتم ، براى من ارزشش بيشتر از تمامى جهان بود . از اين پس ، ديگر وارد خانه تو نمىشوم ! سعد اين سخن را گفت و از شدت غضب و بىاعتنايى خارج شد . يكى ديگر از ياران خاندان ابيطالب « عمروبن حمق » است . زيادبن ابيه اين مرد را به علت دوستىاش با على ( ع ) به قتل رسانيد و سر او را براى معاويه فرستاد . اين سر ، نخستين سرى بود كه در تاريخ اسلام به عنوان هديه فرستاده شد ! و همين‌طور همسر عمرو كه سخنى سخت را دربارهء سياست و روش سركوبگرانه معاويه به او گفته بود . و از جملهء ياران على ميثم‌تمّار ، قهرمان شهيد است . او از كسانى بود كه با علىبن ابيطالب ( ع ) زندگى كرده بود و بزرگى مقام على را درك كرده بود . روايت شده است كه گاهى على ( ع ) در مغازهء خرمافروشى ميثم نزد او بود و هرگاه ميثم براى كارى بيرون مىرفت ، على ( ع ) به جاى او خرما مىفروخت تا ميثم باز گردد . هنگامى كه علىبن‌ابيطالب ( ع ) و فرزندش حسين ( ع ) به شهادت رسيدند و فضاى حكومت كوفه براى عبيدالله بن زياد جنايتكار خالى ماند ، ميثم را تهديد كرد كه اگر دوستى على ( ع ) را ادامه دهى و دربارهء نيكى و عدالتش سخن بگويى ، كشته مىشوى و اگر با بنىاميه هماهنگ شوى و به آنان يارى كنى ، تشويق مىشوى . اما ميثم اعتنايى به اين مطالب نداشت ! روزى ميثم مشغول سخن بود و ابن زياد او را نمىشناخت اما از سخنورى و منطق و انديشهء محكم و دلايل قوى او تعجب كرد .