جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
582
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
سپيدهدم آزادى از شگفتىهاى مسئله صفات و نامها ، آن است كه دزدان و نادانان و مردم بىثمر ، لباسهاى نيكوى آن را بر خود مىپوشانند و لقبهاى بزرگى و شرافت و پشتيبانىهاى معنوى از آنان را براى خود بهكار مىبرند و در ميان تاريكىهاى خود ، آهستهآهسته گام برمىدارند تا به سرچشمهء تابش نور ، آنجا كه متفكران و ادبا و نويسندگان بزرگان واقعى خلق هستند قدم بگذارند ، تا با چنگالهاى پست خود ، كمكم آن گروه قليل را بدرند و متلاشى سازند و با كمال حماقت و نادانى و بىخردى لقب « گمراهان » را بر آنان بگذارند ! . . . . و بدينترتيب ، قرون وسطى بهطور كلى دوران سياه و ستمزايى بود . و جامعه قرون وسطى ، جامعه فئوداليتهء طبقاتى بود كه در فئوداليسم و امتيازات طبقاتى غوطه مىخورد . و بهشدت تمام به تعصب جاهلانه ادامه مىداد و هرگونه آزادى در گفتار را طرد مىكرد و از هرگونه گرايشى بهسوى كار آزاد جلوگيرى مىنمود . جامعه قرون وسطى ، جامعهاى بود كه انسان را از حق خود در نان