جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

579

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

در آن هنگام كه ، حال و وضع « برمكى » ها را به‌ياد مىآورد . او پس از آنكه همه آنان‌را ، اعم‌از كوچك و بزرگ ، نابود ساخت و املاك و دارايى آنان را مصادره نمود و به خزانه « قصر خلافت ! » افزود ، از بلايى كه به‌دست خود او بر سر آنها آمده بود ، گريست ! و ظاهراً اين رنگ و شكل جالب از مهر و عاطفه ! مخصوص كسانى است كه خود را « خليفه خدا » يا « سايه خدا » در روى زمين قلمداد كرده‌اند ! . * * * اگر در اسپانيا مردى به دادگاه كشانيده مىشد و پس از صدور حكم اموال او مصادره مىگرديد و سپس ثابت مىشد كه او بىگناه بوده است و البته خيلى كم بود كه بىگناهى كسى ثابت گردد ! « 1 » انگيزيسيون ، چيزى از ثروت مصادره شده را به او پس نمىداد ، و علت آن يك امر به‌اصطلاح « الهى و خدايى » بود « 2 » و آن اينكه اگر انسان پس از ثبوت بىگناهى ، فقير و بىنوا به‌سر برد ، به عالم فرشتگان و ملكوت آسمان‌ها نزديك‌تر خواهد بود ، چون فقر و بينوايى موجب مىشد كه او فردى فروتن و متواضع گردد ! . ولى آن گروه از مردم كه محكوم به‌اعدام مىشدند ، مىبايست كه در آتش بسوزند و اين مراسم « انسان‌سوزى » را امپراطور و ملكه و اشراف و نجبا و كاردينال‌ها و اسقف‌ها و كشيش‌ها و توده انبوهى از مردم تماشا مىكردند چنان كه قبلًا نيز اشاره شد اين عاليجنابان

--> ( 1 ) . به قول يكى از روحانيون مسيحى كه با انگيزيسيون مخالف بود : « اگر پطرس و پولس رسول هم به اين ديوان احضار مىشدند ، مشكل مىتوانستند برائت حاصل كنند » ! م ( 2 ) . قبلًا نيز اشاره شد كه كشيشان و پاپها براى نيكو جلوه‌دادن اعمال خود ، آنها را « امر الهى » و « حق الهى » قلمداد مىكردند تا از نادانى مردم سوءاستفاده كنند . م