جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

558

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

نجيب‌زادهء دست چندم و يك امير بزرگ « 1 » . و حتى بين طبقه « ممتاز » ! چاكرى و فروتنى كوچك بر بزرگ يك قاعده كلى بود . هر نجيبى بر بزرگتر از خود اظهار كوچكى و چاكرى مىنمود ، و گويى انسان هميشه « طفيلى » ديگرى بود ! . و انديشه هم ميهن‌آزاد ، كه در سرزمين‌هاى دمكراتيك دنياى يونان و روم گرامى بود ، سرانجام از ميان رفت و پيوندها و روابط شخصى و خصوصى دست و پاى افراد را اگرچه از نجبا هم بود ، مىبست » . اما مالكان بزرگ ؛ نيرو و قواى آنها به‌طور عمومى در رشد و فزونى بود و از جمله تفريحات و خوشنودىهاى آنان غارت و چپاول و تجاوز و همه‌گونه فسق و فجورى بود كه مردان ناجوانمرد طبقات « بالا » ! با آنها مشخص و ممتاز مىگردند ! . گرفتن دارايى بينوايان به‌هر وسيله‌اى كه ممكن بود ، يك قاعده شناخته شده و معمولى بود . قوانين هم هميشه از اين گروه دزد حمايت مىكرد ، و حتى اگر دهقانان در نقطه‌اى از سرزمين اروپا قيام مىكردند ، قوانين از طبقه فئودال‌ها پشتيبانى مىنمود و دهقانان را سركوب مىكرد . نمونه اين امر حادثه‌اى بود كه در قرن چهاردهم در بعضى از مناطق فرانسه رخ داد . دهقانان بر ضد استعمارگران و احتكارچيان و غارتگران به پا خاستند و اربابان نيروهاى خود را ، با پشتيبانى و كمك قوانين ! ، متمركز و متحد ساخته و انقلابيون را سركوب ساختند ، و

--> ( 1 ) . براى مزيد توضيح به‌كتاب‌هاى : تاريخ قرون وسطى از آلبرماله ، ترجمه عبدالحسين هژير و تاريخ قرون جديد ، ترجمه سيد فخرالدين شادمان و تاريخ قرون وسطى ، ترجمه انصارى و مؤمنى و تاريخ تحولات اجتماعى ، مرتضى راوندى مراجعه شود . چرا كه نقل تفصيلى مطالب ، ما را از مطلب اصلى دور مىسازد . . . م