جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
544
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
تصوير اجداد من ، اين است علامت اصالت و شرافت من . اين آثار اصالت بهارث به من نرسيده ، بلكه آنها را در نتيجه مخاطرات و مهالك بهدست آوردهام . » « 1 » ولى متأسفانه كوششهاى اين دسته از متفكران روم به جايى نرسيد ، زيرا آن آزادى و مساواتى را كه اينان خواستار تحقق آن بودند و در دوران جمهورى به بسيارى از شرايط آن رسيده بودند ، رژيم امپراطورى بعدى از بين برد و نابود ساخت و نه تنها از نو براى اشراف و مفتخواران همان امتيازات قديمى را بازگردانيد كه در سايه آن ، نه تنها با كمال تنپرورى و راحتطلبى به بالش ابريشمى تكيه زدند و به اموالى دست يافتند كه شايستهء آن نبودند كه از خير و بركت آن همانند شترهاى « گر » گرفتهاى كه ميان آب و سايه سينه خود را بهزمين مىچسبانند ! به استراحت و خوشگذرانى پرداختند ، بلكه اين پولداران خوشگذران ، بر شدت قوانين اشراف كه بر ضد بينوايان بود افزودند ! اما آزادى دينى : تاريخ در اين زمينه براى روم بهترين يادگارهاى درگذشت و اغماض را ثبت نموده است و شايد رومىها از نظر تطبيق خارجى مبادى آزادى عقيده ، نخستين ملت جهان باشند ، زيرا قوانين روم به هر كسى اجازه مىداد كه نظريه خاص خود را در زمينه معتقدات دينى حفظ بنمايد و هر كسى آزاد بود كه به اين يا آن دين ،
--> ( 1 ) . همان منبع ، ص 31 بهنقل از « سالوست » در جنگ ژوكورتا ، فصل 85 . مؤلف در اينجا جملات كوتاهى را آورده بود كه با مراجعه به متن نوشته « سالوست » مورخ مشهور جملات بيشترى از گفتههاى ماريوس را براى خوانندگان محترم نقل كرديم كه در متن عربى كتاب نبود . . . م