جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
545
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
معتقد باشد و يا آنكه اصولًا به چيزى ايمان نياورد ، ولى بهشرط آنكه بهطور علنى و رسمى بر معتقدات ديگران حمله و اهانت ننمايد « 1 » . در كتاب قانون جزايى روم اين عبارت وجود دارد : هيچكس حق ندارد كه از تو درباره ايمان و عقيدهات تجسس نمايد و قانون كسى را مجبور به انجام عبادتى نمىنمايد و يك فرد بىايمان كه منكر وجود قضا و قدر است ، با كمال آرامش در كنار يك فرد متعصب با ايمان مىتواند زندگى كند » « 2 » . و البته فشار قيصرهاى رومى بر مسيحيان نخستين را نبايد
--> ( 1 ) . اگر كسى به يك عقيده دينى صحيح و يك كتاب آسمانى تحريف نشده ايمان بياورد ، از نظر اسلام آزادى دارد كه بر عقيده خود باقى بماند و ماليات خاصى را بپردازد و كسى هم در سايه حكومت اسلامى مزاحم او نخواهد شد و از نظر انجام مراسم مذهبى معبد خود هم آزاد خواهد بود . ولى اعتقاد به يك دين خرافى و يا عقيده ساختگى بهنام دين ، مانند بتپرستى و غيره ، از نظر اسلام آزاد نمىتواند باشد ، زيرا اگر بشر در گمراهى محض باشد و بخواهد كه در همان گمراهى به زندگى خود ادامه دهد ، اين بههيچوجه صحيح نيست كه با وجود يك مكتب فكرى و عقيدتى صحيح و كامل ، اجازه داده شود كه او در همان راه غلط و نادرست خود باقى بماند . آزادى عقيده بايد مفهوم صحيحى داشته باشد و اگر به بىبندوبارى بكشد ، و جامعه را در پرتگاه سقوط قرار دهد ، اين غيرعاقلانه است كه دست روى دست گذاشته شود و فقط به تماشا اكتفا گردد . حتى در جوامع دمكراتيك ! عصر ما نيمه دوم قرن بيستم و قرن تكامل اعلاميه حقوق بشر ! دولتهاى دمكرات اجازه نمىدهند كه مبانى عقيدتى و سياسى فاسد در كشورهايشان رواج و اشاعه يابد . آيا اين صحيح است كه در يك جامعه مترقى اجازه داده شود كه فالگيرى ، رمالى ، جادوگرى و خرافاتى امثال آنها ، توده ملت را از پيشرفت باز دارد ؟ و بهبهانه آزادى عقيده اجازه داده شود كه بشر عاقل ، سنگ و چوب و گاو را بپرستد ؟ اسلام اين چنين آزادى عقيده را بهرسميت نمىشناسد و بهنظر مؤلف محترم هم هرگز معتقد به يك همچو آزادى عقيدهاى نباشد . . . م ( 2 ) . همان منبع ، ص 35