جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

533

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

در بين همه « هموطنان » از نظر ارزش ، با در نظر داشتن ميزان تحول و پيشرفت ، كمتر از الغاء سيستم بردگى در آغاز قرون جديد به‌شمار نمىرود . البته شهامت بعضى از آزادگان يونان را بايد بر اين افزود كه براى برده‌دارى چنان شرايط و قيودى به‌وجود آوردند كه وضع بردگان در آتن ، از وضع آنان در ساير ممالك قديمى ، ممتازتر و بهتر گرديد ! ! . شور و حماسه‌اى كه در دوران دمكراسى يونانى ، آتن را فراگرفت و فلاسفه و متفكران آن را واداشت كه درباره زندگى داخلى انسان و آزادى وى ، و درباره پيدايش ، نهايت و اصل و غايت وجودى آن ، بيشتر سخن بگويند و در نشان‌دادن وحدت هستى در وجود « خدا » بكوشند و سپس درباره پيوندهاى خارجى مردم با يكديگر و روشن ساختن حدود روابط همگانى و ترغيب بر فضيلت و نيكى و نشر فرهنگ و تشويق استعدادها به‌خاطر واداشتن فرد و جماعت به سير در راهى وسيع ، به‌سوى سعادت و خوشبختى همگانى كوشش بنمايند ، اين حماسه و تب‌سوزان ، به‌نظر من بيان داشتن شكل و دوران جديدى از شكل‌ها و دوران‌هاى تاريخ بود كه نخست انسان آتنى و متعاقب آن ، همه بشريت وارد آن دوران مىگرديد ! و اين تب سوزان و فراگير كه در آتن دل‌هاى شاعران و پس از آنها قلوب هنرمندان و نقاشان و پيكرسازانى را شعله‌ور ساخت كه اشعار و آثار آنان ، مجموع جهان و هستى را نظرگاه انسان قرار داده و انسان را سرچشمه و مركز جمال و زيبايى ، و نيكى و حق را دو پرتو ناشى از آن نشان مىدهد كه هر دو از آن به‌وجود آمده و به‌سوى آن نيز باز مىگردند ! اين تب سوزان ، جز براى جمع‌آورى نيروهاى