جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

532

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

« استاد جولتز » كه دموكراسى آتنى را عميقاً مورد تجزيه و تحليل قرار داده است ، مىنويسد : « انديشه دمكراسى كه هميشه بينوايان و ناتوانان را كمك و يارى مىكرد ، چاره‌اى جز آن نداشت كه مردم را وادار سازد كه در آن چيزى كه برده و بنده ناميده مىشد ، شكل انسان را ببينند و احساس و درك كنند كه در اين « آلت و مهره ! » هم روح وجود دارد و همين بنده ، لياقت آن را دارد كه با او ، با مهر و عاطفه انسانى رفتار شود » . وى نصوص ديگرى را نيز نقل كرده و نشان مىدهد كه چگونه آنهايى كه در بين آزادگان ! حريت بيشترى داشتند ، جوهر و حقيقت مساوات در ميان بشر را ، بهتر درك كرده و گفته‌اند : « همه ما ، در همه چيز ، از نظر پيدايش و تولد مساوى هستيم . همه ما هوا را از راه بينى و دهان استنشاق مىكنيم » و يا گفته‌اند : « ارباب من ! اگر چه من برده هستم ولى اين مانع از آن نمىشود كه همانند تو انسانى به‌شمار روم . ما از خاك آفريده شده‌ايم و هيچ كس برده بالفطره نبوده است » . « ولى اگر از نظر منطق صحيح ، حق و حقيقت آن بود كه اين‌چنين عباراتى منجر به الغاى رژيم بردگى گردد ! اما اين نيز حقيقتى است كه اين رژيم الغاء نگرديد » « 1 » و در هر صورت ، برنامه‌ها و روش‌هاى آتنى ، از نظر كلى ، چيزهاى فراوانى از شرايط انتقال جامعه ، از دورانى به دوران ديگر و بهتر را دارا است ، چنان كه به تاريخ نيز در سير طبيعتش به‌سوى ارتقاء مقام اجتماعى انسان و روشن نمودن مفهوم آن ، كمك زيادى نموده است ، زيرا در آن دوران اعلام مساوات در حقوق و وظايف

--> ( 1 ) . تاريخ اعلان حقوق الانسان ، تأليف آلبرت باييه ، ترجمهء دكتر محمد مندور ، صص 26 - 27