جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
508
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ما ، وارثان ميليونها بشريم ! * تاريخ بشر پيشين پدران ما بندگان و بردگانى را مىشناسد كه در تاريكى مطلق شكنجهگاهها ، زجر مىكشيدند و ضعيف و ناتوان مىگشتند و با قيدها و زنجيرها ، به اماكن مخوف و خطرناكى كشانده مىشدند . بهطورى كه در تمام دوران زندگى ، بدون آنكه شب و روزى را بشناسند ، كار مىكردند و رنج مىبردند و به اندازهاى ستم و محروميت و بدبختى مىديدند كه پس از آن ، ديگر اميد و آرزويى در زندگى براى آنها باقى نمىماند . . . آنها سرانجام مىمردند ، بىآنكه صداى نالههاى رقتانگيزشان از زير چكمهها و تازيانههاى ستمكاران به گوش كسى رسيده باشد . آتش ظلم ، بدن آنها را از هم گسيخت و عمرشان را بر باد داد . * و همينطور درباره آن آثار هنرى كه گروه بزرگان جاودان ، از خود به يادگار گذاشتهاند و تا دنيا دنياست ، هميشه جاودانه خواهند ماند . چه در بهوجود آمدن اين آثار به آن مقدار كه زمان و مكانشان تأثير داشت ، انديشه و فكر ژرفشان نيز مؤثر بود ، چنان كه به همان اندازه هم ، جاودانىبودن انسانيت ،