جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
600
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
تقسيم نمايد . به همين دليل در كمين راهب فيلسوف و مصلح بزرگ اخلاق نشست و بر ضد او تهمتهايى به هم بافت كه فقط خود وى سزاوار آنها بود ، و اينها براى آن بود كه « ساوونارولا » و اصلاحات وى را بهنام « دفاع » از دين و نگهبانى امنيت و آرامش مؤمنان ! از بين ببرد و تنها او و فرزندان و يارانش ، از طبقه حاكمه و پدران روحانى ، به حكومت ملت و استثمار مردم و بهرهبردارى از زمين و غارت حقوق همگان بپردازد . از كارهاى مسخره الكساندر بورژيا در اين زمينه آن بود كه نمايندهاى به نزد ساوونارولا فرستاد و به او تذكر داد كه چون او كشيشان را به فضائل اخلاقى دعوت مىكند و توده مردم را براى طلب حقوقشان مىخواند ، آنها را در واقع « فاسد » و « تباه » مىسازد ! . . . و شايد جناب پاپ مىخواست بگويد : از خدا بترس ! دست من و فرزندان و ياران و كارگزاران مرا در غارت زمين و برده ساختن مردم و پاشيدن تخم شر و بدى ، فساد و بدبختى در هر مكانى ، آزاد بگذار ! . ولى چون عظمت اخلاق « ساوونارولا » به حدى بود كه « الكساندر بورژيا » را شكست داد ، با شمشير به جنگ او آمد ، اما به رسواترين وضع شكست خورد ، آنگاه به دغلى و زبانبازى پناه برد ، ولى آن مرد بزرگ از همكارى با نيرنگ و نيرنگبازان خوددارى كرد ؛ سپس او را تهديد نمود ليكن كارى از پيش نبرد تا آنكه بالاخره به نيرنگ و حيله پناه برد و چون شرايطى پيش آمد كه بر او تسلط يافت ، به دادگاهش كشيد و او را بهنام « دفاع از دين » ! بهدست پدران روحانى در آتش