جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
599
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
پاپ حقهباز و خودخواه معروف شده كه نسبت به همهء مردم ، دور تر از حقيقت مسيحيت بود و از همه بيشتر آز و حرص و طمع داشت و فقط مىخواست كه قدرت و حكومت يابد و مال و ثروت بهدست آورد و سرزمينهاى زير نفوذ خود و مردم آنها را بين فرزندان و نزديكان خود هر چقدر هم بدسابقه و تبهكار و بىعرضه بودند
--> - بيافزايند و اين رسم را به زبان فرانسه نپوتيسم ( emsitopeN ) قوموخويش پرستى گويند الكساندر ششم ( 1492 - 1503 ) معروف به بورژيا بيش از ديگران پيروى اين رسم كرد و مقام پاپ كه بهواسطه اعمال او پست و ننگين شده بود بيشتر از پيشتر اعتبار خود را از دست داد » و در صفحه 131 مىنويسند : « . . . زندگانى الكساندر ششم بورژيا ، همه با فسقوفجور گذشت » . و درباره فرزند وى در صفحه 68 مىنويسند : « سزار بورژيا يكى از فرزندان پاپ الكساندر ششم ، مظهر تمام عيوب و جنايات اين عصر مىباشد ، قتلهايى كه به دست يا به فرمان او انجام يافته از حساب بيرون است ، وى كسانى را كه مىخواست مسموم مىكرد ، سر مىبريد ، خفه مىنمود و يا در آب مىانداخت و از كشتن مقصودش آن بود كه هم دشمن را از بين ببرد و هم از اموال و تركه او چيزى بهدست آورد » . مؤلفان تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق در ج 1 كتاب خود ، صفحه 374 مىنويسند : « . . . اين دوره منظرهء جالبى از دسيسه و نيزنگ و قتل است كه گرد سه تن افراد بدنام بورژيا تمركز يافته است و اين سه تن عبارتند از : پاپ الكساندر و پسرش سزار و دخترش لوكرسيا . . . » و در صفحه 424 همين كتاب مىنويسند : « . . . الكساندر ششم آنقدر در بدكارى شهرت دارد كه . . . » و در تاريخ قرون وسطى ، نشريه انستيتوى تاريخ وابسته به آكادمى علوم شوروى ، چاپ تهران ، صفحه 187 درباره او و پسرش چنين مىخوانيم : « . . . هر يك از پاپها مىكوشيد به هر ترتيب ، خويشاوندان خود را به ثروت و تمكن برساند و هيچيك از آنان در اين راه به هيچ چيز پاىبند نبود . در اين ميان بهويژه الكساندر ششم بورژيا ، با دستاندازىها و جناياتش شهرت دارد و پسر او با استفاده از قدرت پدر مىخواست به فرمانروايى ايتاليا برسد و ابزار كارش فريب ، نيرنگ ، سوگندشكنى ، خنجر و زهر بود . . . » . اين اجمالى از وضع زندگى عاليجناب ! پاپ الكساندر ششم بورژيا است ، و با اين تبهكارىها مؤلف محترم حق دارد كه اعمال او را بهباد انتقاد بگيرد و كارهاى او را تقبيح كند و او را همكار و همفكر معاويه بنامد ! . . . م