جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
598
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
رويدادهاى آن جنگها و كشتارهاى تاريخ عرب را به ياد ما مىآورد كه گروهى از تاريخنويسان خواستهاند بر آنها رنگ دينى يا قبيلهاى محض بزنند ، در حالى كه در ماهيت خود جنگ بهخاطر سودهاى مادى و بازارهاى اقتصادى بوده كه جملگى نصيب پادشاهان و بزرگان و همكاران مذهبى آنان بود كه بهنام نگهدارى و حفظ ايمان و صلاح مؤمنان ! بر آنها چيره شده بودند . ما امروز شديداً به شناخت اين حقيقت نيازمنديم ! 4 . داستان زندگى « ساوونارولا » و دشمنانش ، از نظر روح و ماهيت رويدادها ، همانندى كاملى با وضع زندگى على بن ابيطالب و دشمنانش دارد . و آنچه از اين همانندى مورد توجه ما است ، بيان حقيقتى است كه مفهوم آن از قسمت قبلى سرچشمه مىگيرد و آن اينكه : خير و نيكى ، و شر و بدى در هر مكان و زمانى يكى است و آزادى و همچنين فشار و اختناق نيز از يك جنس است و تعصب و گذشت ، چه در اينجا و چه در آنجا ، بين نيكوكاران و بدكاران تقسيم شده است ! . در زندگى « ساوونارولا » و دشمنانش ، پاپ نيرنگباز و حيلهگرى را مىبينيم كه « الكساندر بورژيا » « 1 » ناميده مىشود و در تاريخ بهعنوان
--> ( 1 ) . « اسكندر بورجيا » ! ( بهقول مؤلف ) همان پاپ الكساندر ششم ، بورژيا است كه در قرون شانزدهم شهر « رم » را سرچشمه فساد و تباهى نمود . زندگى اين پاپ « نيرنگباز » همه توأم با فسق و تبهكارى است . و اصولًا وجود او لكه ننگى در تاريخ سياه پاپهاى عاليجناب ! بهشمار مىرود . « آلبرماله و ژول ايزاك » در تاريخ قرون جديد ، ج 1 ، ص 92 دربارهء وى چنين مىنويسند : « . . . پاپهاى آخر قرن پانزدهم بيشتر مىكوشيدند كه ثروت خود و خويشاوندانشان را -