جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
73
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و در ايران هم انتقادهاى تند و غيرمناسبت ، با اشكالتراشىهاى رژيم همراه شد و يكى از علماء بزرگوار و محترم حوزه علميه قم به نويسنده مىگفت كه « جرج جرداق از اين تأليف فقط قصد شهرت ، يا سود مادى داشته است ! » و همينطور ، يكى از علماء تهران كه خود نويسنده بزرگى هم هست ، به نگارنده گفت : « افسوس كه جرج جرداق معتقد به اشتراكيت مطلق ! ! است » . البته ما ، در اين مقدمه كوتاه ، درصدد ارزيابى نظريات مؤلف نيستيم و بىشك در همهء موارد هم همعقيده او نمىتوانيم باشيم ، اما اقتضاى عدل و انصاف اين است كه بگوئيم بر خلاف گفتههاى ديگران ، انگيزه اصلى جرداق در تأليف اين كتاب ، تنها شور و عشق او نسبت به امام علىبن ابيطالب ( ع ) و اعتقاد وى به كاملبودن نظام عدالت اجتماعى از ديدگاه امام على است ، و ما نمىتوانيم از يك فرد مسيحى انتظار داشته باشيم كه در همهء امور مانند يك فرد مسلمان ، فكر كند و يا عمل نمايد و اصولًا اگر اينطورى باشد ، ديگر نمىتوان او را مسيحى ناميد ! بهنظر ما خدمتى را كه جرداق با تأليف اين كتاب در معرفى نظام عدالت اجتماعى اسلامى و انديشهء توحيدى امام علىبن ابيطالب ( ع ) نموده است ، هيچيك از مسلماننماهاى عرب همكار جرداق ننمودهاند . . . و علاوه ، اگر كسى كتاب او را با دقت مطالعه نكرده و شور و عشق او را نسبت به مقام شامخ و و الا و جهانى امام على ( ع ) كه از لابلاى تمام سطور و مباحث كتابش نمايان و هويداست ، نبيند ، شايد حق داشته باشد كه باور نكند در قرن ما ، قرن ماديت و مادهپرستى ، يك