جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

66

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جرج جرداق ! درست مانند نيروهاى نهفته در طبيعت كه ما آنها را نمىشناسيم مگر پس از آنكه كسى آنها را كشف كند . وانگهى ، جرج جرداق ، در زمينهء شناخت امام درهايى را گشوده است كه چهارده قرن بر روى ما بسته بودند . روشى را كه او در گشايش اين درها به‌كار برده ، سراسر عطر گل ياس و افسون و زيبايى است . خدا را سپاسگزاريم كه بر مردم عرب و مسلمان ، اديبى انديشمند بخشيد ، تا براى نخستين بار ، كامل‌ترين و بزرگ‌ترين ميراث آنها را به خودشان بازشناساند » . شيخ محمد جواد مغنيه در مقاله ديگرى مىنويسد : « من اين كتاب را چندين بار خوانده‌ام و باز هم آن را مىخوانم و هربار احساس مىكنم كه گنجى را كشف كرده‌ام كه از همهء گنج‌ها ارزنده‌تر است . پيشينيان و معاصرين دربارهء شخصيت امام كتاب‌هاى زيادى نوشته‌اند كه انسان را به تحسين وامىدارد . ولى نوشته‌هاى اين اديب جوان كجا و آثار ديگران - حتى عباس محمود عقاد و طه حسين - كجا ؟ جرج جرداق با سحر بيان و نيروى علم و عظمت هنر ، انسان را مدهوش مىكند و بر عقل و شعورش آن‌چنان تسلط مىيابد كه انسان فقط به نويسنده و كتاب فكر مىكند ! به‌نظر من راه علاج مشكلات سياسى و اجتماعى را بايد در محتواى انديشه‌هاى والاى على كه با كوشش جرداق مكشوف شده است ، جستجو كرد . درواقع قلم من توان تعريف اين كتاب بزرگ و جاودانه را ندارد . همان‌طور كه نمىتواند هنر شايسته و اصيل و دانش سرشار و فهم عميق مؤلف را ستايش كند . تنها كارى كه من مىتوانم انجام دهم ، اين