جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

67

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

است كه شگفتى خود را در برابر او ابراز دارم . و گرنه هيچ تعريف و تقديرى نمىتواند درخور عظمت او باشد . » استاد مغنيه در نوشتارى ديگر مىنويسد : « نويسندهء بزرگ : جرج جرداق ، دنباله‌رو نويسندگان پيشين نيست ، ولى با گفتار آنان مباحث خود را مستند نموده است . و اين نتيجهء دانش و صداقت است . او از انديشهء پيشينيان ، مانند يك مهندس كه سنگ خام را ماده اصلى ساختمان كاخى عظيم و محكم قرار مىدهد ، مدرك و منبع تحقيقات خود قرار داده است . با مقايسه روشى كه جرداق به‌كار برده و روشى كه ديگران در آثار خود دربارهء امام ، به‌كار برده‌اند ، اين حقيقت روشن مىشود كه نسبت ميان او و ديگران ، مانند نسبت ميان علم و هنر از سويى و طبيعت جامد بىاحساس ، از سوى ديگر است . » « 1 » * * * استاد محمدتقى جعفرى ، شارح « نهج‌البلاغه » از تهران مىنويسد : « . . . كتاب بىهمتا و اثر جاودانه شما هم‌اكنون پيش روى من است . من در صفحات اين كتاب فقط بررسى شخصيت مرد يگانه‌اى را كه هميشه او با حق و حق با او بود ، مطالعه نكردم ، بلكه در كتاب شما ، رابطهء « انسان و هستى » را كه از جنبه‌هاى متعددى با يكديگر پيوند دارند ، مطالعه كردم . فكر مىكنم كه اگر در جهان هستى مطلقى وجود دارد كه انديشه‌هاى ژرف بشرى در جستجوى آن است ، بايد جهت رسيدن به آن ، كتاب شما موضوع مطالعه قرار بگيرد كه از لابلاى

--> ( 1 ) الامام على ، ج 5 ، صفحه 1253 - 1255