جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

435

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ولى اگر اين انسان ، على بن ابيطالب نباشد ! . عشق عميقى كه على نسبت به مردم دارد ، او را وادار مىسازد كه با ستمكاران و بدخواهان توده ، سازش نكند ولو اينكه بهاى آن ، جان و زندگى وى باشد - و به‌جان خودم سوگند ! - آن كس كه خيال مىكند از شرايط مهر و عاطفه آن است كه بر ضد ستمكاران ، انقلابى به‌پا نشود و يا مىگويد كه از علايم و آثار علاقه و دوستى مردم ، تسليم بدون عصيان و طرد قهر انقلابى ، در قبال تجاوزكاران است ، يا دروغ مىگويد و يا از حقيقت مسئله آگاه نيست . پس بدون شك و ترديد ، مهر و عاطفه انسانى ، اگر وجود داشته باشد ، تو را وادار مىسازد كه بر ضد ستمكار به‌پا خيزى تا انسان‌هايى را كه دوست مىدارى از قيد و بند رها سازى ، و همين عاطفه و مهر و دوستى ، در بعضى اوقات ، تو را مجبور به اعمال زور مىنمايد . انسان به‌همان اندازه كه زيبايى را دوست دارد ، از زشتى متنفر است و به‌همان مقدارى كه خواستار عدالت است ، از جور و ستم فرار مىكند ، و به آن اندازه كه از گرمى هستى و وجود به نشاط مىآيد ، از سردى عدم مىترسد و مىلرزد ، و گام‌هاى وى ، او را از پستى و بلندى زمين‌ها و بيابان‌ها و كوه‌ها و صخره‌ها نمىگذرانند ، مگر آنكه به‌ديار محبت و جهان دوستىها برسد . و البته آن كسى كه از زشتى دورى نكند به زيبايى روى نخواهد كرد . * * * اينك دليل ديگرى براى اتحاد و پيوند ذاتى و اصيل مهر و عاطفه با عصيان و زور ، در نهاد امام على - و به خاطر بر طرف ساختن هرگونه ظلم و ستمى :