جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
421
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
در نزد امام چيزى زشتتر از اين وجود نداشت كه خونى بناحق ريخته شود و اگر اطمينان نداشت كه فرمانداران و كارگزارانش در صورت جنگ ، از بناحق ريختن خونها بپرهيزند ، و از خونريزى مگر بهخاطر حق و عدالت ، دور باشند ، دستورهاى مكرر و مؤكدى بر آنان صادر مىكرد كه از خونريزى بپرهيزند ، و علاوه بر اين ، او در اين مسئله بينش ژرفتر و بزرگترى داشت و به موازات مراعات جنبه عاطفى و انسانى محض موضوع ، جنبه سياسى و بينالمللى آن را نيز در نظر داشت . خونريزى از نظر امام ، موجب زوال قدرت و نفوذ بوده و بالخصوص اگر عمدى بوده و بدون دليل و عذر منطقى باشد ، مفهوم حكومت ملى و قانونى را از بين مىبرد . امام به يكى از فرماندارانش چنين پيام فرستاد : « قدرت و حكومت خود را با ريختن خون بىگناهان ، استوار مساز كه اين كار موجب ضعف و سستى بنيان حكومت گردد و بلكه آن را از بين برده و بهدست كس ديگرى مىسپرد و البته در قتل عمد ، عذر تو نه در پيشگاه خداوند و نه در نزد من ، پذيرفته نخواهد شد » . اجازه بدهيد در اين زمينه موضوع شگفتانگيزى را بيان كنم : چه كسى غير از على بن ابيطالب را ديده يا شناختهايم كه پيشواى ملتى باشد و به فرمانداران خود دستور دهد كه آن كسى را در ارتش بهكار بگمارند كه آزار و شكنجه مردم و كشتار و جنگ را دوست نمىدارد و پوزش پذير و باگذشت و مهربان و پاكدل بوده و به زور و درشتى متوسل نمىگردد ؟ ! شما را بهخدا ، به او گوش كنيد كه به فرماندارش در مصر ، چه مىگويد : « و كسى از سپاهيان را بر كار بگمار كه بردبارتر و پاكدلتر باشد ، دير خشمگين گردد و زود پوزش بپذيرد ، بر بينوايان