جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

418

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دوستى ، با آنها سخن گفت . تا آنجا كه گويى او در برابر دشمنان ، كه به‌خاطر زره‌ها و سپرهايى كه پوشيده بودند ، مانند سياهى و ظلمت شب به‌چشم مىآمدند با زرهى از احترام عميقش به انسان وسپرى از ايمانش به‌عدالت همه‌جانبه و سنگرى از اعتمادش به‌وجدان انسانى ، پيش مىرفت و از توجهش به ستمديدگان و جانبدارى از حق و صلح دوستى ، هزار سپر مقابل خود مىگرفت . او مىگفت : « از آزار هر كس كه در امان باشى ، به برادرى با او بكوش » . و او همان كسى است كه از عدالت و دشمنى به‌شدت نفرت دارد ، براى آنكه دشمنى و مجادله ، اخلاق فرد را از بين مىبرند و طوفان‌وار بر شخصيت جامعه مىوزند و هر دو نفاق و اختلاف ايجاد مىكنند : « از مجادله و دشمنى بپرهيزيد ، زيرا كه دل را بيمار سازند و نفاق و اختلاف ، بر روى آن دو مىرويد » ! و چه بسيار شد كه على با همين وضع به پيش دشمنان رفت تا نشان دهد كه از جنگ بيزار بوده و به‌شدت و عميقاً ميل دارد كه مشكلات با دوستى و برادرى حل شود ، و اين قاعده را كه خود براى چنين موقعيتى وضع كرده بود ، تحقق بخشد : « با دشمن خويش نيكى كن ، كه شيرين‌ترين پيروزىهاست » و سپس حقيقتى را تحكيم بخشد كه ارزش آن را جز انسان واقعى درك نمىكند ، و آن اينكه : ماهيت جنگ شر و بدى است و آن خيرى را كه پيروزمند از اين راه به دست آورد ، ارزشى ندارد ! چون از راه شر و بدى به‌دست آمده است : « چه سود آن خيرى را كه از راه شر آيد ! و چه ارزش غنا و گشايشى را كه از فقر و سختى حاصل شود ؟ » ! و او به هر وسيله‌اى كه باشد اين شر را دفع مىكند و آسايش و رفاه را ، بدون سختى مىخواهد ، تا آنجا كه اگر