جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
381
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ما گوشهاى از اين واقعيت را با استفاده از نوشتههاى مورخ دانشمند انگليسى « ولز » براى شما ترسيم مىكنيم : « كاهنان به مردم تلقين مىكردند زمينى را كه كشت مىكنند و در آن به كوشش مىپردازند ، متعلق به آنان نيست ، بلكه از آن خدايان و بتهايى است كه در معابد قرار دارند و اين خدايان ، آنها را به فرمانروايان و طبقه حاكمه بخشيدهاند و فرمانروايان هم به هركسى از نوكران و كارمندانشان كه بخواهند ، مىبخشند ! » « مرد عادى - رعيت ! - كمكم دريافت زمينى كه در آن به زراعت مىپردازد ، متعلق به او نيست ، چون مالك آن بهاصطلاح « خداوند » ى است كه در بتخانهها قرار دارد ، و او بايد قسمتى از محصول خود را به او بپردازد . و يا آنكه خدا ! آن را به حاكم بخشيده و حاكم حق دارد هرگونه مالياتى را كه بخواهد بر آن وضع كند ، و يا آنكه حاكم آن را به كارمند و چاكرى ! اهداء فرمايد و او همواره سرور مردم عادى خواهد بود ! و گاهى از اوقات ، خداى موهوم ، يا حاكم يا سرور را ضرورتى پيش مىآمد و بر مردم عادى - رعيت بينوا - لازم بود كه در اين هنگام زمين و كار خود را ترك گويد و براى ارباب خود بهكار بپردازد . وهيچوقت مسئله زمينى كه در آن به كشت مىپرداخت ، بر او روشن نشده بود و بر ذهن او نگذشته بود كه مالكيت وى بر آن ، تا چه حدودى است . و بدينترتيب مردم عادى ، نه در كار آزاد بودند و نه بهرهاى از زندگى و زمين داشتند . » « 1 » تاريخ عرب پس از على ، شواهد بسيار از غصب مال مردم از سوى
--> ( 1 ) از كتاب من هنا نبدء ، تأليف شيخ خالد محمدخالد ، ص 26 ، چاپ قاهره