جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
380
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
آنچنان است كه امروز علوم اقتصادى و اجتماعى كاملًا آن را تأييد و تصديق مىكنند . ولى بايد ديد كه چگونه به مردم امكان داده مىشود كه در آبادانى زمين بكوشند و از مواهب آن استفاده كنند و منابع آن را بيرون بكشند و از اين راه افراد و جماعات در امان باشند و آسايش يابند ؟ على در اين زمينه يك قاعده و قانون كلى را وضع مىكند كه علوم اجتماعى جديد نيز آن را تثبيت و تأييد مىكند . بعضى از متفكران پيشين و نخستين چنين مىپنداشتند كه راه آبادى زمين بهكارگرفتن بردگان و اسيران و بيچارگان ، با زور و اجبار ، است و اگر رحم و شفقتى دربين بود ، اندك مزدى به آنان داده مىشد ، ولى پاداش و بهره كافى ، از نظر اين متفكران ، از آن طبقهاى بود كه بهصورت ظاهر و بدون كوچكترين كوششى ، زمين را مالك شده و استثمار مىكرد . اين همان طبقه صاحبمقام و جلال و اشراف و همان نجباء و ثروتمندان و آريستوكراتهاى بيكار و كثيف و بقيه عياشان و خوشگذرانها بودند ! و چه بسيار بود كه ارزش انسان و ارزش كار از نظر اين مكتبها ، از بين رفته بود و چه بسيار استفادهها كه طبقه حاكمه و يارانشان از بدبختى مردم و محروميت زحمتكشان ، در تاريخ قديم و جديد نمودند و بدبختانه اين اقدام را قوانين بردهدارى - يا قوانين كشتار دستهجمعى - تجويز مىكرد ، و از آثار و نتايج اين طرز تفكر اجتماعى ابتدايى ، آن بود كه طبقه حاكمه و كاهنان براى مكيدن خون تودهها ، يكبار بهنام ميهن و يكبار ديگر بهنام خداوندى كه آن را پرستش مىكردند ، با همديگر تشريكمساعى داشتند !