جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

375

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جلوگيرى تو ، به احتكار بپردازد ، به كيفر خود برسان و بدون زياده‌روى ، او را مجازات كن » . و در مورد زمين‌خوارى و تيول اراضى ، على نظريه خاصى دارد كه ناشى از انديشه نيك و شرف و بزرگوارى فرمانروايى خردمند است و سخن درباره آن ، پيش از اين گذشت . اما استثمار ، با همه شكل‌ها و رنگ‌هايى كه دارد ، درواقع نوعى از احتكار و غصب است و امام كوچكترين گذشتى را در آن روا نمىدارد و او را در اين مورد گفتارهايى است كه در همه‌جاى نهج‌البلاغه به‌چشم مىخورد . و البته امام على از بيان آنها چنين قصد دارد كه اصولًا علل و عواملى را كه موجب تجمع اموال و تمركز ثروت مىگردند ، از بين ببرد - چنان كه در غير اين فصل به آنها اشاره شد - اموال و ثروت‌هايى كه نزديك بود به‌طور انحصار در نزد گروه خاصى گرد آيد و « دست به‌دست ثروتمندان بگردد » و گروه‌هاى ديگر جامعه از آن محروم شوند . على نمىخواست كه اين ثروت‌اندوزى ، كه درنتيجه كار و كوشش صحيح به‌وجود نمىآيد ، در جامعه صالح و سالم پيدا شود و سرانجام به ايجاد دو طبقه متضاد برسد : طبقه خوشگذران‌هاى پرخور و عاطل و باطل كه به حساب توده فقير و محروم زندگى مىكنند و طبقه تنگدست‌هاى نيازمند و بدبخت كه كار مىكنند و رنج مىكشند ولى اميدى به غذا و پوشاك كافى ندارند ! و بدون شك اين وضع موجب سقوط اخلاقى فرد و توده مىگردد و درسايه همين سيستم طبقاتى ، بينوايان قربانى ثروتمندان مىگردند و زحمتكشان فداى تبهكاران بىعرضه مىشوند و اخلاق و خصلت‌هاى انسانى هم قربانى هردو طبقه مىگردد و آنگاه جامعه هم راه سقوط و انحطاط