جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
359
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
كسانى در روزگار سختى و بدبختى ملت خوشگذرانى مىكردهاند و به حساب آنها رسيدگى كند و از آنها بازخواست نمايد و آنچه را كه مال آنها نيست ، پس بگيرد ، حكايت از بينش وسيعتر وعميقتر وى در امور زندگى است و اينكه ايمان او به عدالت اجتماعى ، از آن نوع ايمانهايى نيست كه داشتن آن براى همه مقدور باشد ، بلكه ايمان او بر پايههاى يك عقل سرشار و شايستهاى استوار است كه زواياى امور و كارهاى زير پرده را هم بررسى مىكند و هيچوقت عرف و عصر و وضع مردم ، در او تأثيرى ندارد . اگر سهم و حقوق هر كسى بايد در چهارچوب خدمت به مردم باشد ، بايد پرسيد كه : حارث بن حكم در راه مردم چه خدمتى انجام داده بود تا سزاوار دريافت 000 ، 200 درهم از اموال ملت - بيتالمال - باشد كه در روز عروسى ! به او بخشيده شد ، مگر آنكه همين ازدواج او با دختر عثمان ، خود كوشش و خدمتى در راه مردم باشد ! ! « 1 »
--> ( 1 ) عثمان در دوران خلافت خود خيلى كارها از اين قبيل ، انجام داد : ابن ابىالحديد در ج 1 ص 66 و 67 شرح نهجالبلاغه خود مىنويسد : « عثمان حكمبن عاص را پس از راندهشدن از دستگاه رسالت ، و راهنيافتن به تشكيلات خلافت ابوبكر و عمر ، برگرداند و 000 ، 100 درهم به وى بخشيد . فدك را كه فاطمه بهعنوان ارث پدرى مطالبه مىنمود ، بهاضافه 000 ، 100 درهم از بيتالمال ، به مروان داد . استفادهء تمام مسلمين از مراتع و چراگاههاى اطراف مدينه ممنوع شد و آنها تيول بنىاميه گشت » ! و در سايه حكومت وى بود كه به نوشته مروجالذهب مسعودى ، عبدالرحمان بن عوف ساختمانى برپا كرد ، در طويلهاش 100 اسب و 1000 شتر داشت و پس از مرگ يكچهارم دارايى او به 84000 رسيد . و سعدبن ابىوقاص ، عمارتى در عقيق ساخت و زيدبن ثابت در هنگام مرگ به اندازهاى طلا و نقره داشت كه آنها را با تبر مىشكستند و قيمت اموال و مزارع و باغات او به 000 ، 100 بالغ مىشد و يعلىبن منبه هنگامى كه درگذشت 000 ، 500 دينار نقد داشت و مطالبات او از مردم به 000 ، 100 بالغ مىشد ! ! چنين است نمونهاى از اندوختهها و ثروت اشراف و اوباش ، در سايه خلافت ضداسلامى عثمان بن عفان ! . . . م