جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

351

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دارد : « ايمان ما به انسان و عشق ما به انسانيت ، دو عاملى هستند كه در سرشت نيكخواه ما ، عميق‌ترين انگيزه‌ها را به حركت و جنبش درمىآورند كه از فردى كم‌هوش و دربند ، انسانى فهميده و آگاه بسازيم » ! در فرمان و قانون على به‌طور حتم تثبيت شده كه آزادى افراد ، بايد پاك و در گرو احساس مسئوليت باشد ، ولى به‌شرط آنكه اين قيد ، بر آن صدمه و زيانى نرساند و بلكه به‌سود آزادى و كار فردى و اجتماعى باشد . و از اينجا بود كه على مسئوليت ظاهرى را محرك و عامل كار سودمند و عمل صالح قرار نداد ، بلكه مسئوليت را به‌عهده خود آزادى و آزادگان گذاشت و مقدار اين مسئوليت را منوط به مقدار آزادى شناخت . بنابراين ، اگر مسئوليت در افكار منجمد و دل‌هاى اسيرشده و عواطف رنج‌ديده و شخصيت‌هاى سركوب‌شده ، شكل صحيحى برخود نمىگيرد ، به‌خاطر آن است كه « مسئوليت » فقط در چهارچوب آن آزادى شكل مىيابد و متبلور مىگردد كه افكار و عواطف فردى را آزاد مىگذارد و آن را با غذاى نيرومندى يارى مىكند ! با همين بينش ، على قيود تنگ و زنجيرهاى سنگينى را كه قدرت‌ها و حكومت‌ها بر گرده مردم نهاده بودند برداشت زيرا حكومتها مىخواستند تا هرچه بيشتر از محصول دسترنج آنها بهره‌مند شوند ، و مردم چون آزادى نداشتند ، قادر به انجام كار صحيح نبودند و « مسئوليت » در نظر آنها ، از افكار و احساسات آزاد - كه تنها عامل كار خوب و درست است - سرچشمه نمىگرفت ، بلكه رفتار و كردار آنها تنها بسته به اراده و تصميم اربابان زر و زور و اشاره چشم و