جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
331
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مىدهد . و همچنين روش ديگرى را نشان مىدهد كه داراى جنبه منفى است و برپايه شدت و سختگيرى در برپاداشتن حدود ، نسبت به بيگانه و خودى ، دور و نزديك ، دوست و دشمن ، استوار مىگردد . امام به دانش و آگاهى مردم نسبت به خودش اطمينان داشت و مىدانست كه آنان از زهد و پاكدامنى و پاىبندى وى به اصولى كه بالاتر از زهد و پاكدامنى هم هست ، اطلاع دارند و البته اين برنامه ناشى از توجه امام به دورىجستن از امور مادى و نفسانى بود ، مگر در مواردى كه بقاى نفس و ادامه حيات - آن هم بهخاطر اقامه حق - به آن بستگى داشت . و همچنين ناشى از توجه كامل امام به حال بينوايان و درماندگان بود كه با احساس انسانى و وجدانى بيدار ، مىخواست در راه رفع ستم از آنان بكوشد و هرگونه احتياج و نيازمندى آنان را ، بهعنوان حقى مشروع و مسلم ، نه از باب بخشش و احسان ، بر طرف سازد . علاوه بر اين ، امام به نفس خويش نيز مطمئن بود و از همين استوارى وجدان و درون بود كه هرگز حاضر نشد عسل زلال را طعام خود قرار دهد در حالى كه در ميان مردم كسانى بودند كه آشنايى با يك گرده نان جوين نداشتند . او حاضر نشد كه راه را با پوشيدن جامه ابريشمى طى كند ، در صورتى كه در بين مردم افرادى بودند كه اميد لباس كهنه و وصلهدار را هم نداشتند و حاضر نشد كه فقط به اين دلخوش كند كه به او « پيشواى مسلمانان » بگويند ، ولى با آنان در سختىهاى روزگار ، شريك نباشد ! على خود را از آلودگىهاى حاكمان زمان خود ، از قبيل زنجيرهاى افتخار به حسب و نسب ، آزاد ساخت . او خود را از طمع در ملك و