جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

324

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

او به‌خاطر اينها و غير اينها بود كه كسى را براى بعد از خود ، به خلافت سفارش نكرد ، براى آنكه اين امر ، فقط بايد منوط به نظر توده باشد . و آنگاه كه مردم پيش وى آمده و از او خواستند كه فرزندش « حسن » را جانشين خود سازد ، آن را نپذيرفت و سخنى گفت كه عالىترين مرتبه صفات يك حاكم را نشان مىدهد ، چنان كه آخرين اعتراف صريح به آزادىهاى عمومى ، و حقوق مردم را در انتخاب راه‌كارشان - آن‌طور كه خود مىدانند و مىخواهند - مىرساند : « من نه به شما دستور مىدهم و نه شما را منع مىكنم ، شما خود بهتر مىدانيد . » « 1 » اگر مردم نمىخواهند ، چرا او به خليفه و جانشين‌شدن فرزندش

--> ( 1 ) اين مطلب از نظر شيعه ، صحيح نيست . چنان‌كه خود مؤلف از صفحه 86 به‌بعد همين كتاب ، اعتراف مىكند كه پيامبر اسلام علىبن ابيطالب را به‌عنوان خليفه خود تعيين فرمود . . . و علاوه بر حديث غديرخم در مورد امام على كه مؤلف به آن استناد كرده درباره امامان ديگر علاوه بر حديث ثقلين كه شيعه و سنى آن را نقل كرده‌اند ، از طرق خود اهل سنت نيز نقل شده كه پيامبر فرمود : « جانشينان من دوازده‌نفرند : به شماره نقباء بنىاسرائيل و همه آنها از قريش هستند » و اين روايت در كتاب‌هاى : « ينابيع‌المودة ، ص 18 و 373 و صحيح بخارى كتاب احكام باب 15 و صحيح مسلم جلد 6 ص 2 و البداية والنهاية ، ج 6 ص 245 و مسند احمد ج 1 ص 398 و ج 5 صص 86 و 89 و 90 و 92 و غيره نقل شده است . و به‌طور كلى بايد گفت كه مسئله امامت ، با تعيين خداوند حل و فصل شده و البته در زمان غيبت امام ، موضوع همان‌طور خواهد بود كه مؤلف گفته است . و جمله‌اى را كه مؤلف در اينجا نقل كرده و به حضرت على ( ع ) نسبت داده است ، بيشتر از طريق اهل سنت نقل شده است ( مروج‌الذهب مسعودى ، ج 2 ، ص 291 ) . و در هر صورت از نظر شيعه ، امام حسن ( ع ) ، به حكم خداوند ، از طرف على ( ع ) ، براى امامت تعيين شد و مردم هم بيعت كردند ، ولى توطئه‌هاى جنايتكارانه معاويه از استقرار و ادامه آن جلوگيرى كرد . اين مطالب در كتب مربوط به امامت به تفصيل آمده است . به آنها مراجعه شود . مطالعه كتاب جديدالانتشار شيعه راكه بحث‌هاى تاريخى مشروحى در اين زمينه دارد ، توصيه مىكنيم . م