جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
314
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
معاملاتى كه بهعمل مىآيد ، بهدست آنها مىرسد . و همچنان عادت كرده بودند كه به حقوق ملت چنان نظر كنند كه گويا چگونگى آن منوط به اراده واليان و زمامداران است ! و هر نيك و بدى را كه اينان بخواهند ، بايد مطابق دلخواهشان اجرا شود ! و درواقع تودههاى محروم و بينوا ، از نظر اين گروه چيزى نبودند مگر پشتهاى عريانى كه در انتظار تازيانهاند و يا بايد بارهاى ايشان را حمل كنند . و علاوه بر اين بايد گفت كه خلافت عثمان فرصت و امكان داد كه اين واليان و فرمانداران - كه بيشترشان هم از بنىاميه و يا ياران و همفكران ايشان بودند - در سراسر قلمرو خلافت ، براى تهيهء مقدمات و نيرو ، بهكار و كوشش بپردازند تا پايههاى « سلطنت اموى » را پىريزى كنند كه پولها و رشوهها ، شبنشينىها و معاملهها ، آزادگذاشتن دستهاى متنفذان در جان و مال و مقدرات عمومى ، خريدن سربازان جنگجو با پول نقد و نسيه ! نزديك ساختن آنهايى كه اميد يارى از آنها دارند و دوركردن كسانى كه احتمال ياريشان را نمىدهند ، بنيان آن را تحكيم بخشيد . بدينترتيب دولتى براين اساس - كه بنىاميه آن را ساخته و پرداخته بود - بهوجود مىآيد . بنىاميه كه به شهادت تاريخ در دوران اسلامشان هم بر شيوهء جاهلى خود باقى بودند . و آنگاه اكثريت بزرگان به ذلت و خوارى كشانده شدند ، مگر كسانى كه براى احتكار و استثمار و حكومت آنان ميدان را باز كردند و كليد بيتالمال و قدرت حكومت را در دست آنان قرار داده و ملت را هم ، به ضميمه چيزهايى كه تقديم مىنمودند ، دودستى به آنان تقديم داشتند تابندگان و بردگان آنان شوند . در اينجا بود كه ملت نيز به دو گروه